گاهى بر سر راه فيلسوفان با ايمان قرار مىگرفته ، پيدا كرده است ، و آن مسئلهء مشكل مسئلهء صدور كثير از يك واحد بسيط ( خدا ) ست ، فارابى براى فيلسوف يك راه حل از راه عقايد اسلامى به دست آورده است و آن عقيده بر پايهء خلق عالم و حدوثشان از لاشىء ، و آنكه خالق عالم مريد و متفكر و منزه از هر نقص است ، قرار دارد .
مدرك و منشائى كه فارابى را به اين نظريه متوجه ساخته ، چه افلاطونى جديد باشد ، يا فكر حرانى صابئى باشد ( به اعتبار آنكه آنها افلاك و ستارگان را تقديس مىكنند ) ، يا مصادر ديگر ، يا از مجموع آنها گرفته باشد ، نظريهء جديدى است كه فارابى آن را در افكار اسلامى در آن زمان وارد ساخته است ، زيرا اثرى از اين فكر در بين فلاسفهء اسلام كه قبل از دورهء فارابى بودهاند ، ديده نمىشود . با اين حال مىشود گفت ريشههايى در رسالههاى قديمترين فيلسوف عرب يعنى كندى ديده مىشود ، او در رسالهء خود به نام فى الفاعل الحق الاول و در رسالهء ديگرش به نام العلة القريبة للكون و الفساد آورده است كه فلك اعلى در افلاك ما دون خود مؤثر است همچنان كه هر چيزى نسبت به اشياء پايينتر از خود مؤثر است .
و با اين ترتيب اين گفتهء فورمس كه فارابى مذهب « صدور » را در فلسفهء اسلامى وارد كرده است ، صحيح به نظر مىرسد . « 1 »
كيفيت صدور در نظر فارابى به اينگونه است كه علت وجود اشياء ، ارادهء خالق قادر بر هر چيز نيست ، بلكه عالم خالق به آنچه بايد بشود ، علت وجود اشياء خواهد بود و مىگويد :
صدور اشياء از خالق از راه قصدى كه شبيه به قصدهاى ما باشد ، نيست چنان كه بالطبع هم نيست ، يعنى بدون آنكه بداند و راضى به صدور و وجود و حصول آنها باشد هم نيست ، و ظهور و حصول و وجود اشياء از او به علت علم ذاتى او است ، و به آن جهت است كه او مبدأ نظامات خير در وجود به آنطورى كه بايد باشد ، بوده است .
بنابراين فيض خدا از ازل همان عقل اول است و چون عقل اول مبدع خود را تعقل كرد ، عقلى از آن صادر شد . و ازآنجهت كه ذات خود را تعقل نمود ، فلك اقصى از آن به وجود آمد . و فيض عقول بهطور مستمر هريكى پس از ديگرى ، فيضى ضرورى است تا برسد به نهايت عقول و افلاك .
خوانندهء محترم ترتيب عقول افلاكى را كه لازمهء آنهاست در كتاب المدينة الفاضلة فارابى خواهد ديد ، « 2 » و خلاصهاش را بهطور كلى ابن سينا كه شاگرد فارابى ، از راه تأليفات اوست ، پذيرفته و روش نظرى او را در باب نظريهء صدور نشان مىدهد به اين شرح : كه از واحد
هامش
( 1 ) - تاريخ الفلسفة فى الاسلام ، پابرگ ص 212
( 2 ) - همان كتاب ، ص 211 - 212 ، پابرگ آن .