تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
كه خودش آنها را اداره مىكند ، و عنايت الهى شامل تمام عوالم اعم از جزئى و كلى است ، چنان كه قبلا هم به آن اشاره كرده‌ايم .

آثار فارابى

فارابى آثار بسيارى از خود به جاى گذاشته است . اين آثار در حقيقت پيشرو عواملى بود كه در ايجاد و بناى تمدن و فرهنگ درخشان و فكر اسلامى مؤثر افتاد و راه را براى متفكران و فلاسفهء آينده باز كرد ، تا آثار يونانيان را به خوبى درك كنند و تأليفات فلسفى آنان را به‌طور واضح تفسير كنند . آثار فارابى در آن عصر ، نمونهء پذيرفته شده‌اى از كتابهاى فلسفى بود ، زيرا موارد بسيارى از افكار يونانيان را روشن مىساخت ، چون بر اسرار نظريات و حقايق آنها واقف شده بود . اين اندازه براى ما كافى است كه ابن سينا فيلسوف نامى ، نتوانسته بود مباحث ماوراءالطبيعه را به خوبى درك كند ، تا آنكه به برخى از تأليفات فارابى كه در اين باب نوشته بود ، برخورد كه در آن اثر ، فارابى قسمتى از كتب فلاسفهء يونان را تفسير كرده بود . با آنكه فارابى در تأليفات خود ، روش اختصار و اقتباس را شيوهء خود ساخته است و اين اختصار به درجه‌ايست كه غالب اوقات نمىشود مقاصد و اغراض او را فهميد ، در عين حال ارزش مطالب او كه بعدا توسط متفكران پس از او به دست آمد ، قيمت و ارزش واقعى مطالب او را مكشوف ساخت ، و راه را براى متفكران بعد از او باز كرد و درهاى معرفت و بحث را به روى آنها گشود . اهميت آن به خصوص وقتى به نظر ما جلوهء خاصى دارد كه عصر و دورهء فارابى را در نظر بگيريم . آن دوره ، دوره‌اى بود كه متفكران كوشش خود را در نقل افكار يونانيان و تفسير آن افكار مبذول مىداشتند و شرحهايى بر بسيارى از مطالب آنها مىنگاشتند . اين قسمت از زمان و دوران امتياز خاصى در ترجمه و تفسير و نقل افكار يونانيان و ديگران داشت و جمع زيادى از مترجمان و ناقلان نسطورى و يعقوبى مسيحى امثال متى بن يونان ( يونس ) و يوحنا بن حيلان و ديگران به اين امر مهم اشتغال داشتند و همين معنى را در تأليفات فارابى به‌طور وضوح مىبينيم ، چون تأليفات او شامل و محتوى قسمتهايى در تفسير كتابهاى ارسطو و افلاطون و ديگران است . فارابى با مترجمان مسيحى روابط دوستانهء محكمى داشت ، مثلا متى بن يونان و يوحنا بن حيلان ، از استادان او بودند و يحيى بن عدى از شاگردان او بود ، به علاوه با عدهء ديگرى از آنها دوست صميمى بود ، آنها در بغداد همديگر را ديده و دوست شده بودند و همين دوستى و ارتباط