تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
فارابى مىگويد : چنين رئيس كاملترين مردم جامعهء مدينهء فاضله است و اوست كه سبب وجود و انتظام چنين مدينهء فاضله‌اى خواهد بود ، و تمام كسانى كه در مرتبه بعد از او هستند خادم او هستند و او را به قلب كه كامل‌ترين اعضاى بدن است تشبيه كرده و غير از او را به منزلهء اعضاى بدن مىداند كه قلب رئيس آنهاست . « 1 » اينجا بايد بگوييم ، تصوير رئيسى كه او براى مدينهء فاضلهء خود فرض مىكند ، با آن اوصاف و حدود ، تا حد بسيارى متأثر از روح اسلامى ، به ويژه روح مذهب تشيع در اوصاف امام و شروط امامت است . اوصافى كه فارابى براى رئيس و حاكم مدينهء فاضلهء خود بيان مىكند ، ما را به ياد بيانات هشام بن الحكم مىاندازد كه در اوصاف امام بيان كرده و مىگويد : امام بايد معصوم و از تمام مردم دورهء خود داناتر و شجاع‌تر ، سخىتر و عفيف‌تر باشد ، و بايد از قبيله و عشيره و خاندانى سرشناس و معروف به نيكى باشد . همچنين تشبيهى كه از رئيس مدينهء فاضله به قلب و از ديگر افراد مدينه به خادمان قلب كرده است ، ما را به ياد مناظرهء هشام بن الحكم با عمرو بن عبيد معتزلى مىافكند . « 2 » فارابى اين نكته را تأكيد مىكند كه عقل بين خير و شر حكومت مىكند « 3 » و در اين بيان به خوبى مىفهميم كه وجههء نظر فارابى در اين بيان همان نظريهء شيعه و معتزله است كه مىگويند حسن و قبح عقلى است ، و افعال و اعمال ذاتا قبيح يا نيكو است ، و عقل مىتواند هر دو را درك نمايد بدون آنكه تابع عرف عام يا عرف خاص باشد . و باز مىبينيم در اين بيان از افكار اشاعره كه گفته‌اند : حسن و نيكى آنست كه خدا آن را نيكو نموده و امر به انجام آن داده و قبيح و شر آنست كه خدا آن را قبيح و شر دانسته و از آن نهى نموده است ، و اين فكر ، به نفى خير ذاتى و شر ذاتى مىانجامد . فارابى نخستين كسى است كه نظريهء فيض و عقول را در افكار اسلامى وارد ساخت و متفكران مسلمان بعد از او ، اين مطلب را از او فراگرفته‌اند ، مخصوصا ابن سينا كه شاگرد وى از طريق تأليفات او به شمار مىرفت ، اين فكر را ترويج كرد . مدرك و منشأ اين نظريه كه فارابى از آن استفاده كرده است ، همان كتاب اثولوجيا است كه به اشتباه منسوب به ارسطو شده است و مشتمل بر برخى از آراء فلوطين طرفدار بزرگ فلسفهء فيضى است و ممكن است اين فكر از راه بعضى از استادان و از دستهء نسطوريان مثل يوحنا بن حيلان و متى بن يونان به او رسيده باشد ، فارابى در اين نظريه تفسيرى براى مشكل‌ترين مسائلى كه
هامش
( 1 ) - الفارابيان ، ص 28 ( 2 ) - - كتاب هشام بن الحكم تأليف مؤلف ، ص 197 - 205 ( 3 ) - همان كتاب ، ص 220