فقط محمد رسول خداست كه چنين مزايايى دارد .
فارابى پس از آنكه مىگويد رئيس مدينهء فاضله بايد حتما و بالفطره و بالطبع استعداد اين خصال را داشته و بالفعل هم داراى آنها باشد ، و آنكه ممكن نيست هر انسانى چنين بوده باشد ، گفته است :
« اين رئيس . . . همان « امام » و رئيس اول مدينهء فاضله ، همچنين رئيس ملت فاضله ، و رئيس كرهء زمين است و ممكن نيست اين حالت در كسى به وجود آيد ، مگر آنكه دوازده خصلت ، بالفطره ، در او جمع شده باشد :
اول - تمام اعضاى او سالم و بىعيب باشد .
دوم - حافظهاش بسيار قوى بوده و هرچه را بشنود به خوبى بفهمد و هرچه را ببيند و بشنود خوب درك كند .
سوم - دوستدار تعليم و استفاده باشد .
چهارم - در خوردن و آشاميدن و مسائل جنسى ميانهرو بوده و حريص نباشد و از بازى و كارهاى بيهوده دورى كند و از لذتهاى اين قبيل امور متنفر باشد .
پنجم - خوشصحبت و خوشبيان باشد .
ششم - باهوش و باذكاوت باشد .
هفتم - دشمن دروغ و دوستدار راستى باشد .
هشتم - بزرگنفس و دوستدار كرامت و شرف باشد .
نهم - از دوست داشتن درهم و دينار و ساير وسائل دنيوى دورى كند .
دهم - عدالت و عادلان را دوست داشته و دشمن جور و ستم باشد و جابران و ستمكاران را دشمن بدارد .
يازدهم - عادل باشد ولى سختگير نبوده بلكه ملايم باشد .
دوازدهم - عزمى قوى داشته و در مورد حق جسور و پيش قدم و پيشرو بوده باشد . » « 1 »
فارابى در مورد حاكم مدينهء فاضله شرط مىكند كه بايد خطيب زبردست و خوشعبارات باشد و بتواند آنچه در خاطرش مىگذرد به آسانى و بهطور كامل اظهار و بيان كند ، و قدرت آن را داشته باشد كه هرچه مىداند به عموم بفهماند ، بليغ بوده و بتواند در مغز و انديشهء آنها نفوذ و تأثير داشته باشد ، و شايستهء آن باشد كه مردم را به راه خير و نعمت رهبرى كند و آنها را به كارهايى هدايت كند كه سعادت آنها در آن اعمال است ، قوى الجسم و به فنون جنگ آگاه باشد ، و بتواند وارد ميدانهاى جنگ شود . « 2 »
هامش
( 1 ) - الفارابيان ، ص 29
( 2 ) - الفلسفهء الاسلامية ، ص 61