تحصيل منطق به كتابهاى فارابى مراجعه شود ، زيرا آنچه كه در منطق تأليف كرده ، خاصه كتاب مبادى الموجودات او عصارهء دقيق و خالص منطق است » . ازاينروست كه هركس كتابهاى هشتگانهء ارسطو را در منطق - كه فارابى تفسير و شرح كرده است - بعدا تفسير و شرح كرده طريقه و رويهء وى را بدون تغيير و تبديل تا اين تاريخ تعقيب كرده است .
كتابهاى هشتگانهء ارسطو عبارتند از :
كتاب المقولات ( قاطيغورياس )
كتاب العبارة ( بارى ارميناس )
كتاب القياس ( انالوطيقاى اول )
كتاب البرهان ( انالوطيقاى دوم )
كتاب الجدل ( طوبيقا )
كتاب المغالطات ( سوفسطيقا )
كتاب الخطابة ( ريطوريقا )
كتاب الشعر ( بويطيقا )
فارابى در اين موضوعات بحث كرده و به شرح و تفصيل آنها پرداخته و خواص هر قسمى را تعيين و موقعيت و فايدهء آن را از لحاظ علم منطق در كتاب خود احصاء العلوم ص 21 - 32 بيان كرده است . اين كتاب به سال 1350 ه / 1931 م در مصر چاپ شده است .
اين نكته غير قابل ترديد است كه فارابى منطق ارسطو را بهطور دقيق فهميده و غوامض و مشكلات ارسطو را شرح و توضيح داده و اسرار آن را كشف كرده است و مطالب آنها را طورى شرح كرده است كه به خوبى براى هركس قابل درك است و آنچه از موضوعات منطقى كه مورد احتياج بوده ، همه را جمعآورى ، و در عبارات صحيح و لطيف آنها را بيان كرده است ، و آنچه را كه كندى و ديگران از نظر انداختهاند ، از قبيل اقسام تجزيه و تحليل و روشهاى تعليم ، مورد توجه قرار داده است . « 1 »
به نظر فارابى طريقهاى كه بشود به واسطهء آن از معلوم به مجهول پى برد ، همان طريقهء منطق است ، كه روشى حقيقى است و غير از آن از مباحث ديگر منطق مثل حدود ، قضايا و قياسها همه مقدمات امر و فراهمآورندهء برهان است و برهان حقيقى همان منطق است لاغير ! و هدف از آن وصول و رسيدن به قوانين علمى ضرورى است و مهمترين اين قوانين ، قانون تناقض است كه عقل ، صدق يك قضيه يا كذب آن را معلوم مىدارد ، و هر برهان يقينى بهطور حتم به يك قضيهء ضرورى منتقل مىشود ، و اين امر شدنى نيست مگر آنكه قانون تناقض بر
هامش
( 1 ) - اخبار الحكماء ، ص 182