تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
فطرت شايستهء مقامى باشد كه به او سپرده مىشود و ممكن است اين مقام براى هر انسانى اتفاق بيفتد . « 1 » و مىگويد : وظيفه و شغل كشوردارى رئيس مدينهء فاضله بايد مقرون به وحى الهى باشد و آراء و افعال او در مدينهء فاضله به وحى خدا باشد ، و اين وحى به دو صورت يا به يكى از آن دو صورت ممكن است : اول آنكه تمام كارهايى كه بايد بشود به او وحى شود و مقدر هم باشد ، دوم آنكه خودش آنها را به وسيلهء قوه‌اى كه از وحى به او مىرسد و وحىكننده‌اش خداست استنباط كند و تمام شرايط و خصوصياتى را كه براى ادارهء مدينهء فاضله و بررسى آراء و اعمال فاضله است از اين دو راه به دست آورد ، يا قسمتى از آنها را از طريق اول و قسمتى را از طريق دوم به دست آورد . « 2 » اين مطالب را كه او براى رئيس مدينهء فاضله لازم دانسته ، با افكار شيعه همانندى دارد ، زيرا شيعه معتقد است كه هركس نمىتواند امام باشد . بلكه امام بايد كسى باشد كه خداوند او را به كرامت خود مكرم داشته و او را به امامت برگزيده است ، اين اختصاص يا به وسيلهء تصريح از طرف رسول ( ص ) يا به وسيلهء تصريحى است كه منشأش تصريح رسول اكرم ( ص ) است . همچنين در مورد علم رئيس مدينهء فاضله نيز با فكر شيعهء امامى در باب علم امام هم توافق مىكند ، چون شيعه معتقد است كه علم امام هم منتقل به علم رسول اكرم ( ص ) يا مستند به وحى الهى به واسطهء رسول ( ص ) است . اين يكى از آن دو صورت است كه فارابى در مورد كارهاى رئيس مدينهء فاضله و آراء او در آن كتاب در نظر گرفته است . فارابى صفات رئيس مدينهء فاضله را كه بالطبع و بالفطره بايد در او باشد ، با آنچه كه شيعه در شرايط امام قايل است يكى دانسته و اين نكته را در فصل مربوط به افكار و هدفهاى فارابى نقل كرده‌ايم . دكتر فروخ به اين نكته توجه كرده و مىگويد : فارابى براى رئيس مدينهء فاضلهء خود شرايطى پيشنهاد كرده است كه با آنچه كه شيعه در مورد امام قائلند قابل تطبيق است و ما را وادار مىكند كه بگوييم فارابى تنها تحت تأثير تعاليم اسلامى نبوده ، بلكه در كتاب خود مدينهء فاضله ، از مذهب شيعه هم متأثر شده است . « 3 » و باز در جاى ديگر مىگويد : « به‌طور واضح اثر امامت ، بنا بر مذهب تشيع ، در صفات و خصالى كه فارابى در شخص رئيس مدينهء فاضله قائل است ، مشاهده مىشود . « 4 » علاوه بر اين فارابى رئيس مدينهء فاضله را به قلب و ساير مردم را به اعضاى خدمتگزار به قلب تشبيه كرده است و بيان و نظر او مطابق است با آنچه هشام ابن الحكم در مناظرات خود با عمرو بن عبيد معتزلى در مورد امام تقرير كرده
هامش
( 1 ) - - كتاب الفارابيان ، ص 28 - 29 ( 2 ) - تاريخ الفلسفة فى الاسلام ، ص 222 ( پابرگ ) . ( 3 ) - - الفارابيان ، ص 28 - 29 ( 4 ) - همان كتاب ، ص 30
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 404 | الشيخ عبد الله نعمة / غضبان