تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
اما نوشته‌اند كه پدرش فرماندهى نظامى و از خاندانى پارسى و ايرانى بوده است . از طرف ديگر متفقا معتقدند كه به سال 339 هجرى در دمشق در سن 80 سالگى درگذشت و بنابراين تاريخ ولادت او به‌طور تقريب سال 259 هجرى بوده است . ابن ابى اصيبعه دو خبر متناقض در اين مورد نقل مىكند : نخست اينكه فارابى ، در آغاز كار ، نگهبان باغى در دمشق بود ، دوم اينكه در اوايل عمر به قضاوت مشغول بود و چون به معارف ديگر آشنا شد قضاوت را ترك كرد و با تمام ميل به طرف معارف ديگر اقبال نمود . « 1 » بيشتر كسانى كه شرح حال او را نوشته‌اند ، مىنويسند كه او مردى فقير و بىچيز و ضعيف الحال بوده ، به قسمى كه مطالعات خود را در پرتو روشنايى چراغ شبگردها انجام مىداده است . « 2 » فارابى مدت زيادى در بغداد ماند ، علوم خود را در آنجا تحصيل كرد ، سپس در سال 330 هجرى به حلب رفت و در پناه امير سيف الدوله حمدانى ، كه قدر او را مىدانست و از او تجليل مىكرد و عطاهاى بسيار به او مىداد ، زندگى كرد ولى فارابى از آن‌همه عطاها چشم پوشيد و فقط روزانه به چهار درهم براى گذراندن زندگى خود اكتفا كرد . ابن خلكان نقل مىكند كه فارابى در اواخر عمر خود در دورهء سيف الدوله به تنهايى و دور از همه‌كس زندگى مىكرد و به گوشه‌گيرى و انزوا مىپرداخت . و نيز مىگويد : « فارابى در دوران اقامت خود در دمشق تنها در كنار جويبارها و در ميان بوستانها مىزيست » . « 3 » و بالاخره در دمشق در حال سفر با سيف الدوله در سال 339 ه / 950 م درگذشت . و سيف الدوله با 15 نفر از خواص خود بر او نماز گزاردند . ابن ابى اصيبعه او را اين‌گونه توصيف مىكند : « او - خدايش بيامرزد - فيلسوفى كامل و پيشوايى فاضل بود كه علم حكمت را به‌طور كامل و متقن مىدانست ، و در علوم رياضى تفوق يافته بود ، پاكدل و بسيار باهوش و ذكاوت بود و دور از مظاهر دنيا زندگى مىكرد و از مال به مقدارى اكتفا كرده بود كه زندگى خود را در حال قناعت و سادگى با آن بگذراند ، به روش فلاسفهء قديم زندگى مىكرد و اعتنايى به ظاهر و هيئت و خانه و كسب نداشت » . « 4 » و در عين حال به شعر و ادبيات و لغت و فقه توجه خاص داشت و به خود بسيار اعتماد داشت ولى مغرور نبود ، روزى از او پرسيدند شما دانشمندتر هستيد يا ارسطو جواب داد : « اگر در دورهء او بودم بزرگترين شاگرد او مىبودم » . از او نقل مىكنند كه گفته است : « سماع طبيعى » ارسطو را چهل مرتبه خواندم ولى
هامش
( 1 ) - عيون الانباء ، ج 3 ، ص 223 - 224 ( 2 ) - عيون الانباء . ( 3 ) - تاريخ ابن خلكان ، ج 2 ، ص 102 ( 4 ) - عيون الانباء ، ج 3 ، ص 223 - 224
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 401 | الشيخ عبد الله نعمة / غضبان