تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
فكر مىكنم بازهم بايد آن را مطالعه كنم . « 1 » اما مدارك و مراجع او در فلسفه و فرهنگ ، هنوز هم مجهول است و از استادان او فقط دو نفر از آنها را كه در حكمت و منطق استادش بودند مىشناسيم : يوحنا بن حيلان و ابو بشر متى بن يونس و نيز استاد او در نحو ابو بكر بن سراج را مىشناسيم ، استاد اخير او به نوبهء خود نزد شاگردش فارابى منطق مىخواند . از شاگردان مشهور او ابو زكريا يحيى بن عدى منطقى است كه او خود يكى از مفسرين و مترجمين آثار يونان و از مبرزين آنها بوده است و مشهور است كه كتابهاى ارسطو را ترجمه كرده است . و ديگر ابراهيم بن عدى است كه در حلب شاگرد او بود ، و فارابى شرح كتاب البرهان ارسطو را بر او املاء كرد . « 2 » آنچه به نظر مىرسد و از كتابهاى او پيداست ، فارابى با زبانهاى عربى و فارسى و تركى آشنايى كامل داشته و كتابهاى خود را به عربى در نهايت زيبايى مىنوشته و از بلاغت بهرهء كافى داشته است . به فارابى نسبتهايى مىدهند كه شبيه به افسانه است ، مثلا گفته شده است كه او به هفتاد زبان صحبت مىكرد ! يا اينكه او در موسيقى استاد بود و برترى و مهارت زايدالوصفى داشت و شهرت دارد كه به مجلس سيف الدوله وارد شد و آهنگ مخصوصى نواخت كه تمام حاضران به خنده افتادند ، سپس آهنگ را تغيير داد همه بگريه درآمدند ، در مرتبهء سوم آهنگى نواخت كه همگى به خواب رفتند و خود از مجلس بيرون رفت . « 3 » هر اندازه در ارزش اين افسانه‌ها شك كنيم باز بدون شك عظمت شخصيت او را مىرساند و مىفهماند تا چه درجه بين تودهء مردم شهرت داشته است و مواهب و نبوغ او را نشان مىدهد . گفته‌اند آلتى در موسيقى ساخت كه آهنگهاى بديعى از آن نواخته مىشد كه انفعالات و احساسات درونى انسان را تحريك مىكرد . « 4 » البتّه اين اعمال از فارابى بعيد نبود ، زيرا او يك موسيقىدان و رياضيدان بود . او در علوم هندسه و فلك و مقاييس و موسيقى در حدود هفتاد جلد كتاب نوشته است و چون در فن موسيقى و الحان هم ماهر بود ويژگيهايى در به كار بردن سازها داشت . تأليفات او در موسيقى مرجع مهم در معرفت موسيقى قديم در تاريخ موسيقى و فن تهيهء آلات موسيقى و قواعد ضرب و نواختن آهنگها قرار گرفت . « 5 » در تواريخ آمده است كه فارابى به بسيارى از پايتختها و شهرهاى بزرگ اسلامى رفته است و علاوه بر سرزمين خراسان كه موطن او بود ، مدت زيادى در بغداد اقامت كرد و
هامش
( 1 ) - عيون الانباء ، ص 227 ( 2 ) - عيون الانباء ، ج 3 ، ص 223 - 224 ( 3 ) - تاريخ الفلسفة فى الاسلام ، ص 196 در ( پابرگ ) بنقل از ابن خلكان و بيهقى و شهرزورى . ( 4 ) - عيون الانباء ، ج 3 ، ص 224 ( 5 ) - الفارابيان ، ص 21