روشهايى كه فارابى به آنها اشاره كرده و حكماى الهى بعد از او همانها را ، بدون آنكه در اصل اين روشها تغيير و تبديلى بدهند ، به كار بردهاند .
چنين به نظر مىرسد كه فارابى از فلاسفهء طرفدار شيمى قديم يعنى تبديل فلزات پست به طلا و نقره بوده همچنانكه جابر بن حيان و ابو بكر رازى نيز معتقد بدان بودند . زيرا رسالهاى به عنوان رسالة فى وجوب الكيمياء و الرد على مبطليها در اين باب تأليف كرده است . فارابى در اين قسمت اينطور فرض كرده است كه يك هيولاى اولاى واحدى وجود دارد كه همهء اجسام در آن مشتركند . مثلا در صفحهء نهم كتاب خود به نام عيون المسائل مىگويد : « عناصر چهارگانه در يك ماده باهم اشتراك دارند » . « 1 »
فارابى دربارهء روابط اجتماعى نيز سخن گفته و از جملهء آن روابط است : ايمان ، هم پيمان شدن ، قرارداد بستن ، و تعهد هر انسانى به هر چيزى كه از طرف خود مىبخشد و در آن بر ديگران صدمهاى نمىرساند . اين نوع همقسم شدن و معاهده بستن شبيه به معاهدات و قراردادهاى افراد است كه روسو دربارهء آن ، در كتاب قرارداد اجتماعى بحث كرده است .
فارابى قسمتى از روابط اجتماعى را چنين تشريح كرده است : تشابه در خلقت و خصايص طبيعى ، اشتراك در زبان و لغت ، اشتراك در منزل ، اشتراك در شهرها و مسكن ، اشتراك در محيط ، همهء اينها رابطهء عدالتند . فارابى اين مراتب را ( بدون بحث و ترديد يا خرافى وانمودن آنها ) بيان كرده است . « 2 »
فارابى نخستين كسى است كه در گردآورى علوم عنايت خاص داشته است ، و اين امر در كتاب احصاء العلوم او جلوهگر است ، و ازاينرو فارابى اولين كسى است كه دائرةالمعارف تأليف كرده است و پيش از او كسى شناخته نشده است كه كليهء معارف انسانى زمان خود را به رشتهء تحرير درآورده باشد . « 3 »
امتياز فارابى ، چنان كه استاد عقاد گفته است ، در بين فلاسفهء اسلام به اين است كه در سياست از ناحيهء فلسفى خالص وارد بحث شده است . افكار سياسى در نظامات دولتى ، فرض نمونهء اعلا در حكومت ، نوشتن موازين اخلاقى و مقياسهاى سياسى ، تعيين هدف و نتيجهاى كه از وجود حاكم و محكوم بايد منظور باشد ، و انتقاد از جامعهاى كه به طرف شرور و
هامش
( 1 ) - تاريخ الفلسفة فى الاسلام ، ص 214 و پابرگ آن .
( 2 ) - الخالدون العرب ، ص 84 - 85
( 3 ) - الخالدون العرب ، ص 85