مفاسد كشانده شده يا كشيده مىشود از جمله امورى است كه فارابى ، از ميان فلاسفه ، منحصرا وارد بحث در آنها شده و نشان مىدهد كه قدرت ذاتى و شخصى و استقلال رأى او در چه حدود و تا چه پايه بوده است . كتاب آراء اهل المدينة الفاضلة او مشتمل بر روش فلسفى او در كليهء جهات است . آراء او دربارهء الهيات و نفس انسانى و قواى متعدد انسان و اخلاق و سياست است . « 1 » هنگامى كه فارابى طرح و نقشهء مدينهء فاضلهء خود را بيان مىكند ، و نظامات مدينهء فاضلهء خود را به تمام آن امور مربوط مىسازد ، يك نقطهء معين و يك هدف و منظور از بيانات او نمودار است ، و آن توجه و ميل او به حفظ مقررات اسلامى خاصه مذهب شيعه است .
همين امر در شرايط و صفات و حدودى كه براى رئيس مدينهء فاضلهء خود ترسيم مىكند ، به خوبى هويدا و روشن است و موضوع قابل توجه اين است كه مدينهء فاضلهء خود را تشبيه به يك جسم زنده مىكند - همان گونه كه علماى اجتماع امروز ، جامعه را به يك جسم زنده تشبيه مىكنند . « 2 »
متأسفانه در مورد اين عالم بزرگ نيز حسد و دشمنيها اعمال شده و بر او حملهها كرده و او را متهم به زندقه و خروج از دين كردهاند و به او نسبت دادهاند كه منكر معاد و معتقد به قدم عالم بوده و نسبتهاى نارواى ديگرى از اين قبيل به او دادهاند .
سيد صدر در كتاب خود النصوص عقيدهاى بر خلاف آنچه دربارهاش گفتهاند دارد و مىگويد كتابهاى فارابى كه در مطالب آنها تصور انكار معاد يا قدم عالم شده ، ترجمه و نقل بوده است ، و نشاندهندهء افكار حقيقى او نيست . « 3 »
آراء فارابى صريح در حدوث عالم است و اينكه از نبود به صورت بود درآمده است ، چنان كه در قسمت آراء او خواهد آمد .
زندگانى فارابى
زندگى فارابى از هر سو با ابهام و تاريكى همراه است و كتابهاى ترجمه و شرح حال چندان به اخبار او عنايتى نكردهاند . مثلا مراحل اوليهء زندگى او در قسمت تعلم و تحصيل يا تفصيل چگونگى زندگانى او غير معلوم و بر ما مجهول است و تا امروز همچنان نامعلوم مانده است .
مترجمان او همين اندازه نوشتهاند كه او در وسيج قريهء كوچكى از دهات فاراب ، يكى از شهرهاى تركستان در ماوراءالنهر به دنيا آمده است ، ولى تاريخ ولادت او را ننوشتهاند . اما
هامش
( 1 ) - الخالدون العرب ، ص 82 - 83
( 2 ) - تاريخ الفلسفة فى الاسلام ، ص 221
( 3 ) - تأسيس الشيعة العلوم الاسلام ، ص 385