روش فكرى علامهء حلى روشى بههمآميخته و تركيبى از افكار مشايى و اشراقى است گرچه در غالب مطالب او افكار مشائيان جلوهگر است و كتابهاى كلامى و فلسفى او نيز شاهد بر آنست باز جنبهء اشراقى در آثار او مشهود است ولى از روح تصوف به دور است و آثار آن در بعضى از كتابهاى او از قبيل كتاب تسليك النفس الى حظيرة القدس و حل - المشكلات من كتاب التلويحات مشهود است .
علامهء حلى پيرو استاد خود فيلسوف طوسى بود ولى پيروى او نامحدود نيست بلكه با آزادى مخصوصى همراه است ، زيرا با آنكه تابع استاد خود بود در عين حال شخصيت فكرى و استقلال نظرى خود را هميشه محفوظ مىداشت و داراى رأى خاصى بود و از نشانههاى استقلال فكرى او اختلافنظرهايى است كه در برخى از مسائل با افكار استاد خود طوسى ابراز كرده و به مقابله با بسيارى از آراء طوسى و اظهارنظر دربارهء آنها برخاسته است به طورى كه مواردى متعدد از اختلافنظرهاى علامه در كتابهاى شرح تجريد و كشف الفوائد ملاحظه مىشود . علامهء حلى كتاب مستقلى نيز در موارد اختلافنظر خود با استاد تأليف كرده است و آن را المباحث السنية فى المعارضات النصيرية نام نهاده است .
شهرت علامه بيشتر بر پايهء معلومات او در حكمت و كلام و فقه و رجال ازيكطرف ، و بر مبناى آثار زياد و تأليفات متعدد اوست كه تا به امروز مورد استفاده و از منابع و مآخذ فرهنگ اسلامى در بيشتر رشتههاى دانش در جوامع علمى شيعه است .
علامهء حلى متجاوز از نود تأليف دارد و برخى راه افراط و مبالغه را پيموده و گفتهاند در حدود 1000 تصنيف دارد حتى از يكى از شارحان تجريد نقل شده است كه پانصد مجلد از تأليفات علامه حلى را به خط خود او ديده است . شايد اين قول مبالغهآميز باشد ، ولى بههرحال نمودار كوششهاى پيگير علامه در ميدانهاى مختلف علمى است و شور و شوق او را در امور علمى مىرساند و نيز ثابت مىكند كه اين عالم بزرگ بهطور دايم فكر خود را صرف ترقى و توسعهء فرهنگ مىكرده است و چنان كه گفتهاند اگر مؤلفات او را بر ايام عمر او تقسيم كنيم به هر روز از دوران حيات او يك كراسه « 1 » مىرسد و بدون ترديد اين مقدار كار فوق طاقت عادى بشر است .
علامهء حلى از بزرگان علماى عصر خود دانش فراگرفت و يكى از اساتيد او در فقه و كلام و اصول و ادبيات عرب و علوم شرعى پدر سديد الدّين يوسف بن مطهر حلى بود كه از بزرگان علماى دوران خود به شمار مىرفت و استاد ديگرش نجم الدّين ابو القاسم جعفر بن حسن حلى متوفى به سال 676 هجرى است كه او پيشواى عصر خود در فقه و اصول و كلام
هامش
( 1 ) - كراسه جزوى از كتاب را گويند و شايد معادل با چهار صفحه باشد . - م .