علامهء حلى جمال الدّين ابو منصور حسن بن يوسف بن مطهر حلى 648 - 726 ه ق
حسن بن مطهر حلى در حله نشو و نما يافت و در همان شهر درگذشت و در نجف اشرف در جوار قبر امير المؤمنين على عليه السلام به خاك سپرده شد و قبرش در آنجا معروف و مزار مردم است . او از خانوادهاى ريشهدار در علم و دين و از دودمانى اصيل از عرب بود و در محيطى علمى ، پر از حرارت و نشاط تربيت يافت . دايى او نجم الدّين محقق حلى ، در آن دوران رياست عالى علمى و دينى را در عراق به عهده داشت و بر جامعهء شيعيان عراق كه مركز آن در آن روزگار حله بود نظارت داشت و با عقل و درايت خود به پرورش آن مىپرداخت و تا سرحد امكان و قدرت خود در اين راه مىكوشيد .
علامهء حلى در اواسط قرن هفتم هجرى و دو دههء نخست از قرن هشتم مىزيست ، به روزگارى كه تندباد و طوفان مغولان بيشتر ممالك اسلامى را در خود فروبرده و پايتختهاى بزرگ اسلامى ، مانند بغداد و شهرهاى ديگر را به خاك و خون در كشيده بود . حلى به روزگار بروز اين حوادث كه ابتداى تحولات فكرى و ابتداى تاريخى جديد بود ، زندگى مىكرد .
حوادث مزبور وضع عالم اسلامى را تغيير مىداد و شيوههاى گوناگون و انديشههايى نوين خودنمايى مىكرد كه چه بسا مايهء خمود فكر و ركود دانش مىگرديد ولى خدا خواست كه در آن ورطهء هولناك و دوران تاريك مردى قد علم كند و پيشاهنگ نخستين و پرچمدار علم و انديشه شود و به آن تاريكيها روشنايى بخشد و در آن اوضاع تاريك نورافشانى كند و مانع شود كه آن بدبختيها شدت يابد و عالم اسلام را يكمرتبه زير و رو كنند ، خدا خواست قهرمانى بزرگ پرچم علم و عظمت فكرى اسلام را بر دوش خود بگيرد و در مقابل آن امواج سركش و خردكننده به منزلهء سدى متين و محكم پابرجا و استوار بايستد و تاريكيها را به روشنايى مبدل كند و بيابانهاى خشك و بىآب و علف را به مزارعى سرسبز و خرم برگرداند و علىرغم آن حادثهء بسيار غمانگيز كه آنهمه آثار شوم بر پيكر عالم اسلام وارد كرد به طورى كه نزديك بود بنيان عالى و مرتفع و شامخ كاخ عظيم اسلامى را ويران سازد ، خداوند جليل به دست همان مردم ستمگر آثارى به وجود آورد كه فايدههاى بسيارى به عالم اسلامى رسانيد ، به اين معنى كه پرتوى از نور اسلام بر فرماندهان و پيشوايان مغول تابيده شد و به دين مبين اسلام مشرف شدند و رغبت و ميل شديدى به علم و معرفت يافتند و دانشمندان را به خود نزديك ساختند .
جهان تشيع از اين موقع و فرصت استفادهء شايانى برد ، به اين معنى كه چون مغولان