مشكلات علوم از اين بالاتر كه گفتهاند اگر شرح او بر كتاب تجريد الاعتقاد خواجه نصير الدّين طوسى نبود مطالب خواجه و مقاصد او نافهميده مىماند و كسى به درك آن مطالب نايل نمىآمد . به علاوه تمامى شارحان كتاب تجريد از قبيل قوشچى ، لاهيجى و دوانى از راه شرح تجريد علامه به فهم مطالب و درك منظور خواجهء طوسى نائل آمدهاند .
از نكات قابل توجه و جالب نظر اين است كه علامهء حلى مظهر شخصيتهاى علمى متعددى بود كه هريك از آن شخصيتها خود داراى ارزش و مقام ارجمند و والايى است مثلا همان - گونه كه از اعلام و بزرگان فقه و شريعت به شمار مىرفت و اقوال او در مسائل فقهى و احكام شرعى حجت و مورد اعتماد و تكيهء فقيهان است ، در علم كلام و فلسفه هم از شخصيتهاى بارز است و تا اين تاريخ هنوز علامه در مقام شامخ علمى خود در رشتههاى حكمت و علوم شرعى همچنان محكم و پابرجا نشسته است . علامهء حلى از شخصيات برجسته و از دانشمندانى است كه نام و آثار آنان جاويدان و هميشگى است چون در تمامى جنبههاى علمى شاخصى بلندمرتبه به شمار مىرود و هيچيك از جنبههاى علمى او بر جنبهء ديگر برترى و رجحان ندارد . او يكى از نوابغ جاويدان است كه در پيشرفت كاروان معرفت اسلامى و در ساختمان تمدن اسلامى همچنين در اعتلا و نگاهدارى آن بناى عظيم سهمى بزرگ داشته است .
شخصيت علمى علامه برترى خود را بر چندين نسل حفظ كرده و اثر بسيارى در متفكران و علماى معاصر گذاشته است همچنين علماى متأخر ، همه اعم از شيعه ، و سنى ، تحت تأثير مقام علمى او قرار گرفتهاند . از روى شرحها و تفسيرهايى كه بر كتابهاى علامه نوشته و به تأييد يا نقض معتقدات او برخاستهاند مىتوان به شخصيت علامه و تأثير آن در جامعهء اسلامى پى برد . علاوه بر گروهى از علماى شيعه كه به شرح كتابهاى علامه و تحشيهء آن پرداختهاند گروهى از علماى غير شيعه نيز در مقام رد و طعن بر آن برآمدهاند مانند فضل بن روزبهان و ابن تيميه كه هر دو از بزرگان علما بودند . اولى كتابى در رد كتاب نهج الحق علامه نوشته و آن را ابطال الباطل ناميده و دومى نيز بر كتاب منهاج الكرامهء حلى ردى نوشته است . از طرف ديگر قاضى نور اللّه شوشترى به دفاع از نهج الحق علامهء حلى و همچنين علامه محمد حسن مظفر نيز به دفاع از همان كتاب اقدام كردهاند . و نيز محمد حسن مظفر به دفاع از منهاج الكرامه و رد دلائل الصدق ابن تيميه پرداخته است .
بديهى است وضع محيطى كه علامهء حلى در آن مىزيست اثر فراوانى در تهيهء اين همه تأليفات در اطراف عقايد و فلسفهء اسلام ، كه از سى كتاب متجاوز است ، داشت زيرا در آن محيط و اوضاع و احوال ، تشيع در مناطق محدودى از عراق و ايران و جبل عامل رواج داشت . علامه حلى ، در پرتو شخصيت بارز و مقام شامخ و به كمك علم و فكر سرشار خود بر آن شد كه اين حصار را از عالم تشيع بر كنار سازد و راهى براى نفوذ آن به مناطق
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 382
مساهمون: الشيخ عبد الله نعمة
ص٣٨٢