علمى و فكرى به شمار مىرفت و از نيروهاى فرهنگى و فكرى تا آن پايه برخوردار بود كه ديگران فاقد آن بودند . پيشواى اين نيرو در آن دوره ابو عبد اللّه مفيد بود و وظيفه داشت كه به عنوان مغز متفكر شيعه در اين پيكار سخت شركت كند و كوشش خود را دوچندان سازد و در چند جبهه بجنگد و با اهل هر عقيدهاى بحث و مناظره كند چنان كه ابن كثير شامى به اين نكته اشاره كرده است . وى به مقتضاى آن و به حكم محيط آن دوران ، اوقات خود را در تقرير مذهب شيعه و در دفاع از آن و مناظره و بحث با پيروان مذاهب ديگر گذراند و براى تحكيم همين مبانى تأليفات عظيم و پرارزشى - در حدود دويست تأليف - از خود به جاى گذاشت .
كوششهاى شيخ مفيد تنها در زمينهء تأليف نبود ، بلكه در مناقشات و مناظراتى كه در مجامع مختلف تشكيل مىشد و در آن به بحثهاى دينى و موضوعات مذهبى و كلامى مىپرداختند ، شركت مىكرد ، و گاهى به مسائل فكرى محض كه هيچگونه ارتباطى با دين نداشت ، كشيده مىشد . كتب ادب و تاريخ و علوم دين و مناظرات ، برخى از كوششهاى شيخ مفيد را در بردارد . به علاوه قسمت مهمى از اين مطالب را مىتوان در كتاب الفصول المختارة و اوائل - المقالات و كنز الفوائد و كتابهاى ديگر شيخ مفيد مطالعه كرد .
به نظر مىرسد كه شخصيت علمى و كلامى شيخ مفيد بسيار ژرف بوده و هدف بسيار عالى داشت و اثرش فوقالعاده نافذ بوده است همچنان كه از منطق و استدلالى نيرومند برخوردار بود ، به قسمى كه كسانى كه با او به بحث و مناظره مىپرداختند مغلوب او ، و وادار به تسليم مىشدند ، و در برابر او ، كاملا سپر مىانداختند . شيخ مفيد حريفان و كسانى را كه با او طرف مناظره و مجادله مىشدند به شدت سركوب مىكرد به طورى كه از محاجه با او مىترسيدند و از طرف شدن با او شانه خالى مىكردند ، زيرا بلاغت بيان و بلاغت بيان و حضور ذهن او در اقامهء برهان ، و قدرت اقناعى او در كلام تا آنجا رسيده بود كه گروههاى بسيارى را تحت تأثير قرار داد و آنها را به تشيع متمايل ساخت . ابو حيان توحيدى به اين نكته اشاره كرده و گفته است : « اما ابن المعلم ، وى مردى خوشبيان و خوشمحاوره بود و در جدل شايستگى داشت و در برابر خصم بسيار پرحوصله و چارهجو بود ، در باطن ضنتى « 1 » داشت ولى به ظاهر زيبا مىنمود » . « 2 » خطيب بغدادى دربارهء او مىگويد : « اگر مىخواست مىتوانست براى حريف خود ثابت كند كه اين ستون چوبى از طلاست . . . او يكى از پيشوايان ضلال و گمراهى بود و خلق بسيارى به وسيلهء او به هلاكت افتادند ! تا آنكه خداوند مسلمانان را از شر او راحت كرد » . « 3 »
هامش
( 1 ) - بخل و امساك .
( 2 ) - - پابرگ 6 ص 361 همين كتاب
( 3 ) - - پابرگ 1 ص 362 همين كتاب