تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
افريقا در دست فاطميان ، اندلس در دست بنى اميه ، خراسان در اختيار سامانيان ، اهواز و واسط و بصره در دست بريديان ، يمامه و بحرين به دست قرامطه ، طبرستان و گرگان در دست ديالمه بود ، و تنها بغداد و حوالى آن در دست خليفهء عباسى باقى مانده بود . با اين وضع ، باز پايتخت بنى عباس عنوانى خاص داشت و هاله‌اى مقدس بر آن احاطه كرده بود . هنوز سايه‌اى از سيادت خليفهء عباسى در اين دولتهاى كوچك و مجزا مشهود بود و به سيادت و رياست عاليهء خليفه اعتراف داشتند ، به نام خليفه خطبه مىخواندند و در مساجد بر او دعا مىكردند و از خليفه القاب و عناوين را مىخريدند . « 1 » دولت بويهى در اين مدت بر بغداد سيطرهء كامل داشت و مقدرات و سرنوشت بغداد در دست آن دولت بود . خليفه بازيچه‌اى بيش نبود كه برطبق ميل خود او را به حركت مىآوردند و عزل و نصب خليفه را در دست داشتند . وضع اين دوران ، از نظر ضعف دولت عباسى از يك طرف و قدرت و سيطرهء آل بويهء شيعه بر بغداد از طرف ديگر ، مجال و فرصت زيادى به آزادى مذاهب و گفتگوهاى دينى داده بود و اين آزادى به صورتى بود كه در تمام ادوار گذشته در بغداد ، سابقه نداشت . مخصوصا براى شيعيان كه در قرنهاى گذشته مورد آزارهاى فراوان قرار گرفته بودند و با آنان به سختى رفتار مىشد . دستگاه حكومت بنى عباس و دست‌نشاندگان آن دولت با شيعيان رفتار ناهنجارى داشتند و در حقيقت دهان شيعيان را بسته و مانع از خودنمايى آنان شده بودند . آن‌چنان تبعيد و شكنجه و جور و ستم بر شيعيان روا مىداشتند كه بر هيچيك از طبقات ديگر ، حتى زنادقه و ملاحده ، روا نمىداشتند . شيعه در نهايت سختى در زير فشار مراقبتهاى دشمنان و سختگيريهاى خارج از حد آنان به سر مىبرد و اگر فردى از شيعه سخنى بر خلاف معتقدات جمهور بر زبان مىراند ، قطعا مجازاتش اعدام بود درحالىكه زنديقان و ملاحده مىتوانستند آزادانه نظريات خود را بگويند ، ولى شيعيان در اين فترت يعنى در قرن چهارم هجرى توانستند آزاديهايى را كه نداشتند يا از دست داده بودند دومرتبه به دست آورند تا آراء و عقايد خود را آزادانه بيان كنند . اين آزادى در بيان عقايد براى شيعيان بىسابقه بود . آل بويه توجه بسيارى به شيعه داشتند و مسجد براثا در منطقهء كرخ بغداد را به شيخ مفيد اختصاص دادند تا در آن نماز بگزارد و به وعظ و تدريس پردازد . شيعيان نيز دور و بر او را گرفتند . شيخ مفيد عنايت خود را متوجه وحدت كلمهء آنان ساخت و آراء شيعه را به يك‌سو متمايل ساخت درحالىكه قبل از او شيعيان عقايد و افكار مختلفى داشتند و آراء برخى از آنها با ديگرى مخالف بود . مثلا در بين كسانى كه نام شيعه بر خود نهاده
هامش
( 1 ) - الحضارة الاسلامية ، ج 1 ، ص 1 - 2