ابو على محمد بن احمد بن جنيد اسكافى متوفى به سال 381 هجرى كه از متكلمين جليل القدر اماميه و از فقهاى مشهور شيعه و صاحب تأليفات فراوان است .
ابو عبد اللّه محمد بن عمران مرزبانى متولد به سال 297 و متوفى به سال 378 كه از رجال ادب و اخبار و علم و حديث بود . معجم الشعراء و اخبار المتكلمين از آثار اوست .
قاضى ابو بكر عمرو بن محمد بن سلام جعابى كه از افاضل شيعه و از علماى آنها بود .
ابو عبد اللّه حسين بن على بن ابراهيم معروف به كاغذى و ملقب به جعل از فضلاى معتزله و از متكلمان آنان كه به سال 399 هجرى درگذشت .
ابو الحسن على بن عيسى رمانى كه از بزرگان و شيوخ مبرز معتزله بود .
گروهى از شيعيان نيز در خدمت او تلمذ كردند . اينان همگى ، از بزرگان عصر خود در فقه و حديث و كلام بودند ، از قبيل شيخ ابو جعفر طوسى و سيد مرتضى و برادرش سيد رضى و ابو الفتح كراچكى و نجاشى و ديگران .
شخصيت شيخ مفيد از همان اوان تلمذ و شاگردى خودنمايى كرد ، تا جايى كه استادان بزرگ او به شگفت افتادند و او را به لقب « مفيد » خواندند .
شارحان حال او قصهاى دراينباره نقل كردهاند كه خلاصهاش اين است :
در اولين بارى كه در مجلس درس استاد خود على بن عيسى رمانى حاضر شده بود ، مردى از اهل بصره برخاست و از استاد مسئلهء غدير و غار را پرسيد . استاد در جوابش گفت : حديث غار درايت و مسئلهء غدير روايت است و هيچگاه روايت چون درايت موجب اثبات امرى نخواهد شد . مرد بصرى ساكت شد و چيزى نداشت كه بگويد . چون عدهء حاضران رو به كاهش نهاد ، مفيد پيش رفت و از استاد خود پرسيد : چه مىگويى دربارهء كسى كه با امام عادل بجنگد ؟ رمانى بلافاصله گفت كه او كافر است ، سپس گفتهء خود را تعديل كرد و گفت كه فاسق است . مفيد نظر رمانى را دربارهء امام على بن ابى طالب و جنگ جمل و و طلحه و زبير پرسيد . رمانى جواب داد كه طلحه و زبير توبه كردند . مفيد در پاسخ او گفت :
ولى خبر جمل درايت و خبر توبه روايت است . رمانى مجاب شد و چيزى نگفت و فقط پرسيد : آيا در موقع سؤال آن مرد بصرى در اينجا بودى ؟ مفيد گفت : آرى . پس رمانى به اندرون رفت و نامهاى مهر شده با خود آورد و به او داد و گفت اين نامه را به كسى كه با او مربوط هستى يعنى ابو عبد اللّه بصرى معروف به جعل برسان چون مفيدنامه را به او داد و نامه را خواند تبسم كرد و از مفيد جريان كار را پرسيد . مفيد هرآنچه اتفاق افتاده
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 363
مساهمون: الشيخ عبد الله نعمة
ص٣٦٣