تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
7 : سيد ماجد بحرينى و گروه بسيارى ديگر . « 1 » 5 - شيخ بهائى موقعيت عالى و منزلت بزرگى در نزد پادشاهان صفوى ايران ، خاصه شاه‌عباس صفوى ، در اصفهان ، يافت و سمت شيخ الاسلامى هم به او واگذار شد و براى شاه‌عباس كتاب جامع عباسى را در فقه تأليف كرد . او با فيلسوف عصر خود ميرداماد دوستى بسيار محكم و برادرى داشت و هر دو در نزد شاه‌عباس بسيار محترم بودند ، صفا و اخوت و دوستى ميان آنها بسيار مستحكم و قوى بود و در برخى از كتابهاى تراجم قصه‌هاى شيرينى از آن صفا و دوستى نقل شده است . در عين حال ميان اين دو دانشمند در مسائل علمى رقابت هم وجود داشت و اين امر هميشه ميان دو عالم معاصر كه هر دو در يك جا مقيم باشند بوده و هست . حتى گفته شده است : چون شيخ بهائى كتاب الاربعين را نوشت يكى از دانشجويان آن را پيش ميرداماد برد ، چون ميرداماد آن را ديد گفت : « اين مرد عرب شخص فاضلى است ولى چون در عصر ما آمده است شهرتى پيدا نكرده و مردم او را عالم نمىشمارند » . « 2 » شيخ بهائى مدتى در هرات سكونت كرد و از هوا و اوضاع و احوال آنجا خوشش آمد و ارجوزه‌اى در باب توصيف هرات و آب‌وهوا و انگور و انواع ميوه‌هاى آن سرود و در اواخر همين ارجوزه از مفارقت آن شهر با اظهار تأسف مىگويد :
يا حبذا ايامنا اللواتى * مضت لنا و نحن فى الهراة نسترق اللذات و الافراحا * و لا نمل الهزل و المزاحا و عيشنا فى ظلها رغيد * و الدهر مسعف بما تريد « 3 »
چه روزگارهاى خوبى ، در هرات گذرانديم و لذتها و خوشيها در آنجا داشتيم ، و از شوخى و بذله‌گوئى خسته نمىشديم ؛ زندگى ما در آن شهر با فراوانى همراه بود و روزگار هرچه را مىخواستى بما ارزانى مىداشت ! ولى اين زندگانى چندان جلب توجه او را نكرد لذا سياحت اطراف جهان را بر آن زندگانى ترجيح داد و در حدود سى سال به سياحت پرداخت و در اثناى آن به مصر و عراق و سوريه و حجاز مسافرت كرد ، همچنين در خلال اين مسافرتها بود كه با مردان بزرگ و شخصيتهاى علمى و ادبى ملاقات كرد و كتاب كشكول خود را در ايام سياحت خويش در مصر نوشت و سپس به اصفهان برگشت . چون شاه‌عباس از مراجعت او مطلع شد شخصا به ديدن او رفت و از
هامش
( 1 ) - - روضات الجنات ، ص 539 ( 2 ) - - كتاب الروضات ، ص 536 ( 3 ) - كشكول ، ص 73