در آن محيط تاريك و در آن دورهء فترت خوشبختانه از آن گلزار معرفت و بينش شيخ بهائى ، آن گل سرسبد ، آن گلشن فضل و هنر و علم و معرفت ، ظهور كرد كه عقل و انديشهء او ظرفيت و آمادگى فهم كليهء علوم عصر خود را داشت . آثار او در آن جامعه اثرى همانند اثر برق انجام داد ؛ چون بديهى است آن قوهء عظيم علمى و آنهمه نشاط و حرارت فكرى در تمام ميدانهاى معرفت و رشتههاى فكر ، بىاثر نمىماند و اثرش مانند اثر برق به همه جا سرايت مىكرد . آراء و افكار او در هندسه و فلك و رياضيات و رشتههاى ديگر ، تا مدتها پس از او و حتى تا به امروز هم هنوز ، مرجع بسيارى از علماى شرق است چنان كه آن آراء و افكار در حكم سرچشمه و منبعى است كه طالبان علم و محصلين مدارس و دانشجويان دانشگاهها از آن سرچشمه سيراب مىشوند . همچنين آثار او در فلسفه و كلام و فقه و حديث و ادبيات و شعر اثر و عظمتش كمتر از دانش او در رشتهء فلك و رياضيات نيست ، ولى شهرت او در علوم رياضى و فلك بر ساير علوم غلبه داشت مخصوصا در دورههاى اخير كه تأليفات او در اين موضوعها مايهء اعجاب علما شد و دانشجويان را به خود جلب كرد ، و آنها را به شرح و تحشيهء آن آثار و تدريس آن در بسيارى از شهرهاى بزرگ و پايتختهاى كشورهاى شرق اسلامى واداشت .
4 - شيخ بهائى عليهالرحمه در دو جهت بروز فكرى داشت ، به شرح زير :
اول - جنبهء رياضى اوست ، كه بر ساير جنبهها و فعاليتها و بررسىهاى او از مسائل علمى خاصه در مسائل ماوراءالطبيعه ، غلبه داشت : اين جنبه در صفحات متعددى از كتاب كشكول او نمايان است به ويژه آنجا كه مسئلهء لا يتناهى را مطرح كرده بطلان آن را بيان مىكند و براهين رياضى و هندسى بر بطلان آن اقامه مىكند . بيانات و تحقيقات او ما را به ياد طريقهء كندى فيلسوف مىاندازد كه قسمتى از طرز فكر و هدف او را شرح خواهيم داد ؛ همچنين طريقهء خواجه نصير الدّين طوسى را به ياد ما مىآورد كه دلائلى بر بطلان تسلسل و لا يتناهى آورده است و در كتابهاى كلامى او مثل تجريد و فوائد الاعتقاد و غيره ملاحظه مىشود .
دوم - جنبههاى عرفانى اوست . عرفان و تصوف در بسيارى از تأليفاتش انعكاس بسيار واضح و بارزى دارد و شايد همان كتاب كشكول او به خوبى ما را متوجه هدف عرفانى او مىسازد چه در آن كتاب ، فراوان ، اقوال زاهدان و عابدان و عرفا و متصوفه و قصص آنان را نقل كرده است ، همچنين در گفتارها و اشعار او بهطور كلى اين جنبه و اين طرز روش هويدا و روشن است .
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 348
مساهمون: الشيخ عبد الله نعمة
ص٣٤٨