تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
اين فكر و نظريه در حقيقت اولين تراوش نظريهء جديد در نظام ذرات مادى خورشيد و حركت ذاتى و هميشگى آن به دور خود و به دور هستهء خود است . از كتاب او در حركت و عقيدهء او كه حركت مشهود نيست بلكه معلوم است ، چنين به نظر مىرسد كه رازى رؤيت حركت را ممتنع مىدانست ، به عكس عقيدهء ابو الهذيل علاف متكلم معتزلى كه مىگفت حركت قابل رؤيت است . رازى در اين عقيده با هشام بن الحكم كه قايل به امتناع رؤيت حركت بود ، چنان كه از مباحثهء او با ابو الهذيل معلوم مىشود ، همرأى است . « 1 » 3 - در مسئلهء ماوراءالطبيعه عقيده‌اى به رازى نسبت مىدهند كه ظاهر آن با عقايد اسلامى موافقت ندارد و گفتارى است متكى بر نظريات پيشين منسوب به انكساغورس و انباذقليس و مانى و ديگران ، كه بر اين پايه استوار است كه منشأ هستى و آفرينش پنج چيز است : خداى متعال ، نفس كلى ، هيولى ، مكان مطلق و زمان مطلق ؛ عناصر پنجگانه‌اى كه براى وجود عالم ضرور است و برگشت اين عقيده به اين است كه اين عناصر پنجگانه قديم هستند و هيچ‌يك از آنها حادث نيست ، اين عقيده در حقيقت به انكار عقيدهء اسلامى كه مبتنى بر خلق و حدوث عالم است ، منتهى مىشود . برخى قدمت هيولى را به دو نسبت مىدهند و اينكه هيولى پيش از آنكه به صورتى از صور اجسام درآيد ، وجود فعلى داشته و رازى آن را هيولاى مطلق ناميده است . همچنين اجسام مركب از اجزايى از هيولى هستند كه تجزيه نمىشوند و داراى مساحتند و همچنين اجزايى از خلاء در وسط آنهاست . به عقيدهء رازى خلاء هم جوهرى است موجود بالفعل ؛ همچنين رازى به قدم مكان قايل بود و آن را مكان مطلق يا كلى مىدانست و همانند ظرفى فرض مىكرد كه اجسام در آن ظرف هستند و اگر مظروف از بين برود ظرف از ميان نخواهد رفت . رازى همچنين به يك مكان مضاف و جزيى معتقد بود كه متعلق به جسمى است كه در آن جاى گرفته است و اگر ، متمكن ، ( يا مكين ) نباشد مكانى هم نخواهد بود ، چنان كه زمان هم به نظر او قديم است . يعنى زمان مطلق كه همان دهر است ، و قديم و متحرك و بىدرنگ است ، و زمان محصور ، به عقيدهء رازى ، زمانى است كه از توهم حركت افلاك شناخته مىشود . « 2 » ما به‌طور تحقيق نمىدانيم تا چه اندازه رازى پابند به اين عقايد بوده ولى نامهاى كتابهاى او در زمان و مكان و هيولى و غيره ، چه بسا مؤيد صحت انتساب اين آراء به او باشد . به هر صورت ، اين عقيده - اگر ظاهر آن را بپذيرند - با حقيقت دين اسلام كه منكر وجود هر چيز يا هر منشائى غير از خداى متعال براى خلقت است ، منافات دارد ؛ ولى به نظر مىرسد كه منظور رازى در اين عقيده اشاره به عناصر است و اينكه وجود آنها در خلقت
هامش
( 1 ) - - هشام بن الحكم ، تأليف مؤلف اين كتاب ، ص 173 ( 2 ) - - تاريخ الفلسفة فى الاسلام ، پابرگ ص 151