همان گونه كه رازى ، تا اين نزديكها ، از اقطاب طب و شيمى بشمار مىرفت از بزرگترين فيلسوفان مكتب فلسفهء طبيعى منسوب به فيثاغورس نيز بود . « 1 » رازى را اينطور توصيف كردهاند : « در طب و فلسفه چندان كوشش كرد تا بدرجهء برجستهاى در آن دو دانش و به پايهء پيشينيان رسيد . « 2 » صاحب الروضات او را توصيف كرده و گفته است : « به فلسفه و علوم قديم معرفت كامل داشت » . « 3 » و ابن ابى اصيبعه دربارهاش گفته است : « رازى به علوم حكمت اشتغال داشت ، و در آن برترى پيدا كرد و تأليفاتى بسيار دارد كه دلالت بر تيزهوشى و معرفت و برترى مقام او دارند . . . » . « 4 »
ولى رازى شخصا از انتقادهاى زننده دور نماند و بلندى مقام او در تحكيم فكر اسلامى و موقعيت بزرگى كه در ميان متفكران داشت مانع از آن نشد كه نسبت به او هم بدگويى نكنند . او را خارج از دين دانستند و افكار او را سطحى خواندند . مثلا قاضى صاعد در كتاب خود طبقات الامم دربارهء رازى چنين گفته است : « رازى در علم كلام ، عمقى نداشت و هدف اصلى علم كلام را تشخيص نداده بود و بههمينجهت در اين علم آراء آشفتهاى داشت و از آراء سخيفى پيروى مىكرد و مردمى را مذمت كرده است كه آنها را نشناخته و راه و روش آنان را ندانسته بود ، به علاوه در دين هم كوتاهيها داشت و مثل آن بود كه به اديان بهطور كلى كيد و دشمنى مىورزيد و در نبوت هم طعن مىكرد » .
موسى بن ميمون كليمى اندلسى كه در حدود سال 650 ه / 1135 م متولد شده و در 1204 ميلادى درگذشته است ، در كتاب خود دلالة الحائرين جلد سوم فصل دوازدهم صفحهء 86 مىگويد : « رازى كتاب مشهورى دارد كه نامش را الهيات گذاشته و در آن هذيانهايى گفته ، و نادانيهاى بسيارى از خود نشان داده است . از جمله اين است كه در جهان ، وجود شر بيش از خير است و اگر بين مدت آسايش انسان و لذتهايش با آنچه از دردهاى سخت و عيوب و پيچيدگيها و حزن و اندوه و غم و غصه در مدت عمرش به او مىرسد مقايسهء نهايى كنى مىبينى كه وجود انسان نقمت و شر بزرگى است » « 5 » و ابو حاتم احمد بن حمدان بن احمد رازى متوفى به سال 322 هجرى بر رازى حمله كرده ، و اين گفتار رازى را كه گفته است نبوت با حكمت موافقتى ندارد و سبب دشمنى و هلاك بشر است « 6 » مورد انتقاد شديد قرار داده است .
ابو حاتم دو كتاب در رد محمد زكرياى رازى نوشته است . يكى از آنها به نام اعلام - النبوة « 7 » و ديگرى به نام الرد على محمد بن زكريا الطبيب الرازى است . « 8 »
هامش
( 1 ) - تاريخ الفلسفة فى الاسلام ، ص 147
( 2 ) - عيون الانباء ، ج 2 ، ص 344
( 3 ) - الروضات .
( 4 ) - عيون الانباء ، ج 2 ، ص 344
( 5 ) - تاريخ الفلسفة فى الاسلام ، پابرگ ص 149
( 6 و 7 ) - - همان كتاب ، ص 148
( 8 ) - - الذريعة ، ج 10 ، ص 223