در ايجاد تمدن اسلام در قرن چهارم هجرى شركت مؤثرى داشت . او يكى از سرشناسان جاويد اسلام است و كسى است كه آثار و آراء او تكيهگاه علما و صاحبان افكار عالى در قرون وسطى بوده است و حتى تا اين نزديكيها آراء او به ويژه در طب و شيمى مورد بررسى و بحث قرار مىگرفت .
رازى از اعجاب علماى متقدم و متأخر برخوردار شد و دانشمندان او را بسيار ستودند و در مدح او راه اطناب را پيمودند . مثلا النديم ، در حق او گفته است : « او يگانهء دهر و فريد عصر خود بود ، به علوم قدما ، خاصه طب معرفت جامعى داشت . . . » . « 1 »
قفطى دربارهاش گفته است : « او . . . طبيب بلامعارض مسلمانان و يكى از مشاهير علم منطق و هندسه و ساير علوم فلسفى بوده » . « 2 »
علماى غرب هم به او با ديدهء شگفتى نگريسته و مىنگرند و به قسمى او را بزرگ مىدانند كه دربارهء او گفتهاند : « رازى مؤسس شيمى جديد در شرق و غرب بود » « 3 » و حتى دكتر ريچارد والتر دربارهء او گفته است : « هر سطر از نوشتههاى رازى را كه مطالعه مىكنيم خود را در برابر يك عقل ممتاز مىبينيم ، عقل مردى كه خود ارزش موقعيت خود را مىدانست ، و غرور و تكبرى هم نداشت » ، « 4 » علماى غرب و دانشمندان امريكا و دانشگاههاى آن به فضيلت او اعتراف كردهاند و دليل آن ، اهتمام و توجه دانشگاه پرينستن امريكاست كه قسمتى از بهترين و زيباترين بخشهاى دانشگاه را به آثار رازى اختصاص داده است .
در علو مقام رازى در طب همين بس كه عضد الدولهء ديلمى او را از ميان يكصد نفر از اطباى فاضل و سرشناس به آن صورت كه شرح داده شد انتخاب كرد و پس از آنكه از هوش و ذكاوت رازى در نحوهء ساختمان بيمارستان برخوردار شد ، ساختن بيمارستان و مديريت آن را به دو سپرد .
گروهى از بزرگان علم او را پدر طب عرب خواندهاند و ابن ابى اصيبعه او را جالينوس عرب « 5 » ناميده است .
و گفتهاند : طب معدوم و نابود بود پس جالينوس آن را زنده كرد ، متفرق بود و رازى آن را گردآورى كرد ، ناقص بود و ابن سينا آن را تكميل كرد .
هامش
( 1 ) - الفهرست ، ص 415
( 2 ) - اخبار الحكماء ، ص 178
( 3 ) - تراث العرب العلمى ، ص 187
( 4 ) - الفلسفة الاسلامية و مركزها فى التكفير الانسانى ، ص 44
( 5 ) - اطلاق عنوان عرب بر كسى كه به شهرت رازى ( منسوب به شهر رى در جوار تهران ) معروف است تناقض آشكارى است كه متأسفانه منحصر به ابن اصيبعه نيست . شايد اگر به عربىنويسى رازى كه مرسوم همهء علماى زمان او بوده توجه داشتهاند بهتر بود او را مثلا جالينوس عربىنويس يا معقولتر جالينوس مسلمين مىخواندند چنان كه قاضى صاعد اندلسى او را طبيب مسلمين گفته و دچار اين بىانصافى و تناقض نشده است . ويراستار