تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
وارد مىشدم او را در حال استنساخ يا پيشنويس و يا پاكنويس كردن مىديدم ، رازى مردى بسيار باهوش و زيرك و به بيماران مهربان بود و در درمان آنان تا سرحد امكان مىكوشيد . در حل مشكلات طب و كشف حقايق اين علم دقت فراوان مىكرد و اصرار بر كشف اسرار علم طب داشت ، چنان كه در ساير علوم هم همان دقت و كوشش را مىكرد و اساسا روش او دقت و بذل عنايت خاص به علوم بود و بيشتر اوقات او صرف كوشش و كنجكاوى و پىجويى مىشد ، حتى به آراء و نظريات اشخاص پايين‌تر از خود نيز توجه داشت . كتابهاى آنان را مطالعه و بررسى مىكرد ، تا جايى كه در يكى از كتابهاى او به اين عبارت برخوردم كه « دوست شريفى داشتم و شبى را با من به خواندن كتابهاى بقراط و جالينوس گذراند . » « 1 » رازى در يادداشتهاى دوران پيرى خود دربارهء عشق و علاقهء خويش به طب و علم و معرفت چنين آورده است : « اما محبت من به دانش و حرص و كوشش من در راه كسب علم بر كسانى كه مصاحب من بودند كاملا معلوم و مشهود است . من از دوران كودكى تا اين تاريخ ، سخت در كسب علم كوشيده‌ام تا حدى كه هرگاه به كتابى كه آن را قبلا نخوانده بودم و يا به ملاقات دانشمندى كه او را از آن پيش نديده بودم دسترسى مىيافتم به هيچ كار ديگر مشغول نمىشدم گرچه در اين راه با زيانهاى فراوانى روبرو مىشدم تا آنكه كتاب را مطالعه مىكردم و پايه و مقام آن مرد را تشخيص مىدادم . حوصله و صبر من دراين‌باره به حدى بود كه در يك سال متجاوز از بيست هزار برگ يادداشت نوشتم و در تأليف جامع كبير پانزده سال شب و روز كار كردم تا اينكه چشمانم ضعيف شد و يكى از عضلات دستم جابه‌جا خشك شد و از كار افتاد ؛ همين دو علت ، يعنى ضعف باصره و سستى دست ، در حال حاضر ، مانع از خواندن و نوشتن من مىشوند ، بااين‌حال تا آنجا كه مىتوانم به خواندن و نوشتن مىپردازم و هميشه به كسانى متوسل مىشوم كه براى من كتاب بخوانند و يادداشتهاى مرا بنويسند . » « 2 » چون عضد الدوله بيمارستان عضدى را ساخت درصدد آن برآمد كه جمعى از فضلا و سرشناسان پزشكان را در آن بيمارستان گرد آورد پس دستور داد تا فهرستى از نامهاى طبيبان مشهور بغداد و اطراف آن برايش تهيه كنند . عدهء اين طبيبان متجاوز از صد نفر بود ، پس عضد الدوله از ميان آنها پنجاه نفر را بنا بر اطلاعاتى كه از احوال و افكار و مهارت آنان داشت ، انتخاب كرد . رازى يكى از پنجاه نفر بود پس از ميان آن پنجاه نفر ، ده نفر را برگزيد ؛ بازهم نام رازى در آن ميان بود . سپس از آن ده نفر سه نفر را انتخاب كرد كه رازى نيز در بين آن سه نفر بود ، آنگاه به بررسى وضع اين سه نفر پرداخت و بر او
هامش
( 1 ) - عيون الانباء ، ج 2 ، ص 345 - 346 ( 2 ) - الفلسفة الاسلامية و مركزها فى التفكير الانسانى ، ص 49
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 313 | الشيخ عبد الله نعمة / غضبان