استفاده از قوانين طبيعى و به كار گرفتن آنهاست ، و قوانين هندسى در ميدانهاى اختراع و اكتشاف بر اين پايه استوار است . » « 1 »
و باز او مىگويد : « طوسى اولين دانشمندى است كه حالات ششگانه را ، در مثلث كروى قائمالزاويه استعمال كرد ، و آن را در كتاب خود بنام الشكل القطاع وارد ساخت ، و كسى كه اين كتاب را مطالعه كند ، در آن مطالبى مىبيند ، كه در بهترين كتابهاى جديد دربارهء مثلثات ( هر دو نوع آن ) خواهد ديد . او مىگويد : « شكى نيست كه اين كتاب اثر بزرگى دربارهء مثلثات و بالا بردن سطح معلومات مربوط به آن دارد ، و مىتوان گفت پس از او چيز مهمى بر آن اضافه نشده است . » « 2 »
و باز مىگويد : « طوسى در تذكرهء خود ، بسيارى از آراء و نظريات فلكى را توضيح داده ، و آن را به طرزى مشكل تنظيم كرده و همين امر سبب شده است كه شرحهاى بسيارى از طرف علماى عرب و مسلمانان بر آن نوشته شود . »
طوسى انتقادى بر كتاب مجسطى دارد ، و نظامات جديدى براى عالم طرح كرده است ، كه سادهتر از نظام بطليموس « 3 » است ، و در آن نظام حجم بعضى از كواكب و ابعاد آنها را هم وارد كرده است .
سارتون اعتراف مىكند ، انتقادى كه خواجه نصير الدّين طوسى بر مجسطى وارد ساخته ، دلالت بر نبوغ و يد طولاى او در علوم فلك دارد و مىشود گفت انتقاد او اولين قدمى بود كه سبب اصلاحات كوپرنيكى در آن شد . « 4 »
عظمت و شخصيت خواجه ، در تهذيب نظريات و عقايد فلاسفهء يونان نيز در اين راه تأثيرى بسيار داشت ، و علما و متفكران اسلامى را كه تابع نظر يونانيان بودند ، و نظر آنها را بدون دقت و تحقيق و به صورت مواد خام از آنها مىگرفتند ، متوجه و متنبه ساخت . نظريات يونانيان به صورتى كه گفتيم تا عصر خواجه مورد تصديق همگان بود .
مثلا يكى از آن نظريات اين بود كه مىگفتند : از واحد بسيط جز واحد بسيط مثل او صادر نمىشود . و اين نظريه قرنها مثل يك قاعدهء رياضى كه تخلفبردار نبوده و قابل بحث و مناقشه هم نيست ، بر افكار فلاسفهء اسلام سيطره و سلطه داشت .
اين نظريه مبتنى بر امورى بود :
اول اينكه ، موضوع آن محدود به سبب واحد حقيقى بسيط از تمام جهات آن محدود مىشود .
دوم اينكه ، محال بودن صادر شدن بيش از يك چيز از يك سبب فقط در صورتى است كه صدور بالمباشره باشد نه به واسطهء چيز ديگر .
هامش
( 1 ) - تراث العرب العلمى ، ص 359
( 2 ) - همان كتاب ، صص 258 - 259
( 3 ) - ضبطى از بطلميوس
( 4 ) - همان كتاب ، ص 362