از طمعكاران قرار داده بود ، آنهايى كه در ركاب هر فاتح و غالبى پياده به راه مىافتند تا گرد و غبار چكمهء فاتحان را پاك كنند ، اين قبيل مردم در هر دوره و مكانى بوده و هستند . صاحب روضات قراين و امارات چندى را نقل مىكند و پس از نقل قصهء فوق مىگويد : « گويند قطب الدّين شيرازى محمود بن مسعود شاگرد خواجه نصير در آن مجلس حاضر بود پس از آنكه سخنان هلاكو را شنيد ، فرصت را غنيمت شمرد و گفت اگر رأى مبارك نسبت به اين مرد اقتضايى دارد حاضرم كار زيج را تمام كنم هلاكو چيزى نگفت و جوابش را نداد و برخاست و مجلس بهم خورد . . . » « 1 » سپس صاحب روضات مىنويسد : « . . . چنان كه شبيه به اين خيانت از نجم الدّين على بن عمر معروف به دبيران صاحب كتاب شمسيه در منطق و كتاب حكمة العين و كتاب جامع الدقائق هم نقل شده است . » « 2 » و مىتوان از اين حكايات پى برد كه مركزيت علمى و شخصيت سياسى طوسى سبب شده بود كه يك عده حسود نسبت به او سعايت كنند تا جاى او را بگيرند .
آراء خواجه نصير الدّين طوسى
ملقب شدن خواجه به محقق و استاد البشر از روى گزافهگويى و نيز از روى مبالغه نبود ، كه مردم عادت دارند بدون اندازهگيرى و حساب دربارهء افراد مشهور روا دارند ، بلكه اين القاب در نتيجهء مقام علمى و قدرت فكرى و رسيدن او به آخرين حدود ممكن در علوم و فلسفه بوده است ، به علاوه وى خصوصيتى دارد و آن اين است كه آراء و نظريات فلسفى او رنگ جديد و پيشرفتهاى داشت ، و از تهنشينشدههاى افكار يونانى و فلاسفهء ديگر نبود ، و فكر آزاد خود او در علوم و فلسفه به او شخصيتى مخصوص داده است ، كه اثرش در قرنهاى بعد از او باقى مانده و مورد استفاده قرار گرفته است ، لذا مىبينيم كه كتابهاى رياضى و فلكى و فلسفى او را فلاسفهء متأخر در قلب خود جاى داده و شرحها و حاشيههايى بر آنها نوشتهاند ، و متفكران قرون بعد از او آنها را مورد بررسى دقيق و توضيح قرار دادهاند و همين سر عظمت و كليد شخصيت اوست .
استاد طوقان مىگويد : « هنگامى عظمت اين مرد و اثرش در تاريخ افكار رياضى و غير رياضى بر ما روشن مىشود كه بدانيم مثلثات مايهء بسيارى از علوم رياضى و فلكى و هندسى است ، و اين علوم ممكن نيست از آن بىنياز بمانند و يا بتوان معادلات آنها را بدون كمك گرفتن از مثلثات دريافت . البتّه مخفى نيست كه آن معادلات عامل اصلى و اساسى
هامش
( 1 و 2 ) - - روضات الجنات .