2 - رصدخانهء بتانى در حدود شام .
3 - رصدخانهء « حاكمى » در مصر .
4 - رصدخانهء « بنى الاعلم » در بغداد .
با آنكه خواجه نصير الدّين طوسى در راه بناى رصدخانهء مراغه كوشش و اهتمام كرد ، و با عنايت كاملى كه علما در كمك به او مبذول داشتند ، معذلك از خطا و اشتباه به دور نماند .
تقى الدّين محمد بن زين الدّين معروف به راصد متوفى به سال 993 ه / 1585 م در كتاب خود سدرة المنتهى چنين آورده است : « رصدخانهاى كه خواجهء طوسى در مراغه ساخت ، خوب نبود ، زيرا او مشغول به امر وزارت و ادارهء آن بود و كار رصدخانه را به كسانى واگذار كرده بود كه با او هموزن نبودند و حتى در علم و فضيلت نيز ، چندان به پايه و مقام خواجه نزديك نبودند . و من معتقدم كه اتقان و محكمكارى و نيكى آن در حد اعلا و كمال بود ، نهايت آنكه نقصها پس از مدتى به نظر مىرسند و مورد تحقيق صحيح قرار مىگيرند و اينكه تجربهها و مرور زمان لزوم تصحيح را ارائه كرد و اين امر در زمان الغ بيك در مورد رصدخانهاش معلوم شد . « 1 »
چنين به نظر مىرسد كه دوستى و ارتباط طوسى با هلاكو دوام نكرد و هلاكو ، نسبت به طوسى بددل شد و مقام و منزلت خواجه در دربار هلاكو روى به تنزل نهاد تا حدى كه تصميم به قتل او گرفت . صاحب روضات قسمتى از اين جريان را نقل كرده و خلاصهء آن اين است : هلاكو در يكى از جلسات خود نام او را به بدى برد و با رجال دولت خود از او آشكارا شكايت كرد و خيانتهاى او را برشمرد ، در اين اثنا خواجه نصير الدّين طوسى وارد مجلس شد ، پس هلاكو از او روى گردانيد و از ملاقات با او اظهار كراهت كرد و پس از مدتى متوجه او شد و گفت : آرام اى مرد اى فلان ! تندروى مكن و مراقب حال خود باش و اگر رصدخانه با از بين رفتن تو ناتمام نمىماند دستور كشتنت را مىدادم و آشكارا حرمت تو را هتك مىكردم . « 2 » ولى اسبابى كه موجب اين تغير و نارضايى شده است تاكنون همچنان مجهول مانده . بديهى است كه خواجه با آن شخصيت علمى و سجاياى ذاتى نمىتوانست با مردى خونخوار و وحشى يكدل شود و اين دو ، قدر جامعى باهم نداشتند ، فقط اوضاع و احوال و محيط آن روز و مصلحت كشوردارى هلاكو بود كه اين دو را باهم نزديك كرده بود و چه بسا خواجه از اعمال وحشيانهء آن مرد سفاك انتقاد نيز مىكرد . طبيعى است كه حاسدان نيز در پى فرصت مناسب بودند تا با سعايت از خواجه خود را در دربار هلاكو مقرب سازند . مقام و پايگاه علمى و سياسى خواجه نيز آنچنان بود كه او را محسود گروهى
هامش
( 1 ) - تاريخ علم الفلك فى العراق ، ص 40
( 2 ) - روضات الجنات ، ص 610