كه در اين مسئله بحث كردهاند ، همين حرف را زدهاند ، و سبزوارى خلاصهء گفتار آنها را بيان كرده و دلايل آنها را بازگو كرده است .
سپس سبزوارى به بحث در ملحقات وجود و عدم پرداخته ، و بحث از قدم و حدوث را پيش كشيده ، و آن را تعريف و تقسيم كرده ، چنان كه مسئلهء ماهيت و ملحقات و تعريف و احكام و اعتبارات آن ، و تقابل و اقسام آن ، و علت و معلول و تعريف آن دو ، با ذكر اقسام علت و معلول را مورد بحث قرار داده است .
آنگاه از جواهر و اعراض و تعريف جوهر و عرض و اقسام آنها سخن گفته و دنبالههاى اين مطلب را عنوان كرده و پس از آن وارد الهيات ، توحيد ، و يگانگى صانع و صفات او ، و آنچه به اين بحث مربوط است شده ، چنان كه كيفيت صدور كثير از واحد بسيط را عنوان كرده ، و آراء پيروان فلسفهء مشايى را در اثبات عقول عشره ، كه همان افكار يونانى و حرانى است ، بيان داشته و سپس به نظريهء فيض و انوار منعكس و رأى اشراقيان در اين باب پرداخته به ويژه مذهب شهاب الدّين سهروردى را بيان مىكند .
و بدينطريق به مباحث ديگر فلسفه ، خاصه هيولى و اثبات آن و مثل افلاطونى ، ابطال جزء لا يتجزى ، بحث در نفس ، و حركت ، و جسم طبيعى و ملحقات آن ، و حدوث اجسام ، و عقل نظرى و عقل عملى ، و تناسخ و اقسام آن و ابطال تناسخ ، و مسئلهء پيشگوييها ، و معجزات ، و كرامتها و معاد و موضوعات ديگر فلسفى ، مىپردازد و يكايك آنها را بيان مىكند ، و در خاتمه مىگويد :
و رخها براعة الفصاحة * ختامها كبدوها الفلاحة
دست فصاحت تاريخ آن را معين كرد و پايانش مانند اولش رستگارى است .
ارجوزهء مزبور و شرحش در 335 صفحه ، و خود منظومه مشتمل بر بيش از يكهزار و يكصد بيت است ، كه در آن كليهء اصول فلسفه و مباحث مهم و مشكل را گردآورده است .
شرح سبزوارى بر منظومه خود ، گرچه مختصر است ، ولى بااينحال بسيارى از مقاصد فلسفى را كه اگر شرح او نبود ، بىنهايت غامض و مبهم مىماند ، بيان كرده و گرنه بر طلاب فلسفه فهم آن مطالب مشكل مىنمود . « 1 » « * »
هامش
( 1 ) - در بيان شرح احوال مرحوم سبزوارى به يازده جلد الذريعة مراجعه شده است ، و به مطالب مندرج در منظومه هم توجه كردهايم .
( * ) - - دوبارهء شرح منظومه و درسهاى متفكر شهيد استاد مطهرى به مقالهء آقاى كامران فانى مندرج در شمارهء 3 ، سال 3 - مجلهء نشر دانش ( فروردين - ارديبهشت 1362 ) . ويراستار