تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
كتابى در رد رساله‌اى كه جبايى در رد منجمان نوشته بود . « 1 » كتاب ديگر او در دلايل طبيعى مستخرج از كتابهاى ارسطوست در رد بر كسانى كه فلك را زنده و ناطق پنداشته‌اند » . « 2 » ابن طاوس در مورد او گفته است : « او عالم به علم نجوم و در اين علم پيشوا بود . » « 3 » گرچه او ظاهرا به صحت احكام نجوم اعتقاد نداشت و كتابى در رد منجمان نوشته است . « 4 » كنيهء حسن بن موسى نوبختى ، ابو محمد بود ، و او خواهرزادهء ابو سهل اسماعيل بن على نوبختى است كه در سابق ذكرش گذشت . « 5 » در تاريخ ولادت و وفات او اختلاف است ، استاد حسن ابراهيم حسن در كتاب تاريخ الاسلام السياسى وفات او را ، به‌طور مؤكد ، در سال 302 ه / 817 م مىداند . و سيد محسن امين تصريح مىكند كه در سال 310 وفات كرده است . « 6 » قول سيد امين ارجح است و گفتهء نخستين پندارى است آشكار . در شرح حال ثابت بن قرة مطلبى در تأييد آن به شرح زير آمده است : هلال بن محسن گويد : ابو محمد حسن بن موسى نوبختى به من گفت مسأله‌اى را در برابر جماعتى از ابو الحسن ثابت بن قرة پرسيدم . او نخواست در حضور آنان جوابى به من كه در آن وقت كم‌سن‌وسال بودم ، داده باشد . چون ثابت بن قرة از جواب دادن به من تعلل ورزيد به اين شعر تمثل جستم :
الا ما لليلى لا ترى عند مضجعى * بليل و لا يجرى بها لى طائر بلى ان عجم الطير تجرى اذا جرت * بليلى و لكن ليس للطير زاجر « 7 »
چرا ليلى شبانگاه نزديك خوابگاه من ديده نمىشود ، و به‌سوى او پرنده‌اى از جانب من پرواز نمىكند . آرى پرندگان بىزبان چون حركت كنند ، به‌سوى ليلى روند ولى افسوس كه پرندگان را پروازدهنده‌اى نيست . چون فردا شد در راه مرا ديد پس با او همراه شدم و در اثناى پيمودن راه پرسش مرا به‌طور كافى پاسخ داد ، پس از او عذر خواستم و به او گفتم به خدا سوگند ، اى مولاى من ، در انشاد اين دو بيت نظرى به شما نداشتم . همين مصاحبه و گفتگوى او با ثابت بن قرة
هامش
( 1 ) - الرد على ابى على الجبائى فى رده على المنجمين . ( 2 ) - الرد على من زعم ان الفلك حى ناطق . ( 3 ) - مقدمهء فرق الشيعة ، ص 3 ( 4 ) - الحضارة الاسلامية فى قرن الرابع ، ج 1 ، ص 366 چاپ دوم . ( 5 ) - مقدمهء فرق الشيعة ، ص 2 ( 6 ) - اعيان الشيعة ، ج 21 ، صص 343 و 372 ( 7 ) - عيون الانباء ، ج 2 ، ص 194 - 195