تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
پس از آن متعرض صناعات پنج‌گانهء معروف در علم منطق مىشود ، پس از آنكه اقسام علم را از تصور و تصديق و حدود ، و رسوم ، و قضايا با تمام اقسام آن و كليات پنجگانه به جنس و نوع و فصل و عرض عام و عرض خاص و قياسها ، و اقسام آن ، مثل ابواب برهان و خطابه و جدل و سفسطه و شعر را بيان مىكند ، و جوانب و اطراف منطق را شرح مىدهد ، و در حدود 122 صفحه است و در سرآغاز ارجوزهء فلسفى خود به نام غرر الفرائد مىگويد :
يا واهب العقل لك المحامد * الى جنابك انتهى المقاصد
اى خردبخش ، تو را ستايشهاست ؛ مقاصد به حضرت تو مىانجامد .
يا من هو اختفى لفرط نوره * الظاهر الباطن فى ظهوره بنور وجهه استنار كل شىء * و عند نور وجهه سواه فىء ثم على النبى هادى الامة * و آله الغر صلاة جمة
اى آن كسى كه از شدت نور ظهور و مخفى است ( از فرط ظهور در غرب خفا رفته ) و ، كسى كه ظاهر و باطن او در ظهور اوست ، همه چيز از نور وجههء او پرتوگيرى مىكند ، و غير از نور او هرچه هست ، سايه و ظل است ؛ سپس بر پيغمبر او كه راهنماى امت است ، و بر آل او درود فراوان باد . تا آنكه مىگويد :
سميت هذا غرر الفرائد * اودعت فيها عقد العقائد فها انا الخائض فى المقصود * بعون ربى واجب الوجود ازمة الامور طرا بيده * و الكل مستمدة من مدده ان كتابنا على مقاصد * و كل مقصد على فرائد
نام آن را غرر الفرائد گذاشتم ، و در آن اصول عقايد را آوردم ؛ اينك به يارى خداى واجب الوجود ، وارد مقصود مىگردم ؛ زمام تمام كارها به دست اوست ، و همه از مدد و يارى او قوه مىگيرند ؛ كتاب ما ، مشتمل بر مقاصدى است ، كه هر مقصد آن مشتمل فرايدى است . سپس شروع به تعريف « وجود » كرده مىگويد تمام تعريفهايى كه از وجود كرده‌اند حدى نيست كه مركب از جنس و فصل و كاشف از حقيقت آن باشد ، و رسم هم نيست كه