مجريطى ، يعنى حكيم سلمة بن احمد مجريطى ، صاحب كتاب غاية الحكيم و ديگر كتابهاى مشهور و متوفى به سال 390 هجرى كه در همان كتاب غاية الحكيم پس از آنكه از مهارت ابو بكر رازى در علم طلسمات ياد كرده چنين گفته است : « اما دانشمندى كه در اين صنعت بهطور كامل برترى و برجستگى داشت و بر همه مقدم بود ، شيخ اجل ابو موسى جابر بن حيان صوفى نويسنده و مؤلف كتاب المنتخب در صنعت طلسمات و كتاب الطلسمات - الكبير است كه آن را در پنجاه مقاله نوشته و نيز كتاب المفتاح فى صور الدرج كه مشتمل است بر هزار و اندى باب « 1 » و در آن كتاب اعمال عجيبى را بيان كرده است كه هيچكس در آنها بر او سبقت نگرفته و اگر كتاب بزرگ او را در طلسمات ببينى چه خواهى گفت ، چون جابر در آن كتاب علومى را گرد آورده است كه ديگران نسبت بدان بر يكديگر بخل مىورزيدند و حتى به گوش آنها نيز نخورده بود از قبيل طلسمات و صور و خواص آنها و افعال ستارگان و طبايع و تأثيرات آنها . آرى ابو موسى جابر بن حيان پايهگذار علم ميزان است و هموست كه اين علم را پس از آنكه بر مردم پوشيده شده بود آشكار ساخت و با اينكه بين من و او فاصلهء زمانى زيادى هست من به راستى خود را شاگرد او مىدانم » . « 2 »
ابو على بن مسكويه متوفى به سال 421 هجرى . ابو حيان توحيدى ، آنجا كه از ابن مسكويه سخن مىگويد ، چنين آورده است : « ابن مسكويه شيفتهء كتابهاى ابو زكرياى رازى و جابر بن حيان بود » . « 3 »
افكار جابر
موضوع قابل ملاحظه اين است كه جابر بن حيان در موضوع تجربه و آزمايش گامى فراتر از يونانيان برداشت و تجربه را اساس كار قرارداد و آزمايش و تجربه را عنصر فعالى در تكوين نظريهء علمى دانست و به نظريه و انديشهء تنها اعتماد نكرد و شايد او در عالم اسلام نخستين دانشمندى است كه از اين راه و روش استفاده كرده است و او خود در اينباره مىگويد : « ملاك و پايهء اين صنعت عمل است و كسى كه عمل نكند و تجربه به كار نبرد هرگز به چيزى دست نخواهد يافت » و در جاى ديگر مىگويد : « اصل از طبايع گرفته شده است نه از چيزهاى ديگر و اگر كسى بخواهد طبايع را بشناسد بايد ميزان آن را بداند ، چون اگر ميزان آن را بداند به تمامى جزئيات و چگونگى تركيب آنها آگاه خواهد شد ، البتّه
هامش
( 1 ) - الروضات ، ص 156 - 157
( 2 ) - اعيان الشيعة ، ج 15 ، ص 129 - 130
( 3 ) - معجم الادباء ، ج 5 ، ص 6