تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
باشد و ما نيز دليل مخالفى نداريم . بعضى از نويسندگان ارتباط جابر با اسماعيليان را مسلم دانسته‌اند و دليل آنها هم عباراتى است كه جابر در بيانات خود به كار برده مانند عبارت ظاهر و باطن و توجه به اعداد به ويژه عدد هفت به اعتبار آنكه ائمهء آنها هفت نفر بوده‌اند اول آنها على و آخر آنها اسماعيل پسر امام جعفر صادق و تأويل بعضى از آيات و دلايل ديگر « 1 » . . . ولى يك نظر اجمالى به تاريخ ظهور اسماعيليان و آراء فلسفى و روش باطنى آنها احتمال اسماعيلى بودن جابر را متزلزل مىسازد زيرا مىدانيم كه نشر اصول و مبادى معروف اسماعيليه پس از قيام مبلغ بزرگ آنها عبد اللّه بن ميمون متوفى بسال 874 م / 261 ه يعنى پس از وفات اسماعيل پسر امام صادق بوده و بلكه پس از گذشتن يك قرن تقريبا بعد از وفات امام صادق ( ع ) و سپرى شدن بيش از نيم قرن از وفات جابر بوده است . اسماعيليه پس از نيم قرن از وفات جابر عنوانى پيدا كردند و مبادى خود را آشكار و علنى ساختند . انديشهء اسماعيلىگرى در عصر جابر يعنى در اواسط قرن دوم هجرى انديشهء ساده‌اى بيش نبود و خلاصهء آن اين بود كه اسماعيل پس از امام صادق امام است نه موسى بن جعفر . وجود برخى از تعبيرات جابر ، چنان كه گفتيم ، مثل ظاهر و باطن و عدد هفت و بعضى تأويلات ديگر دليل آن نيست كه او با عقايد اسماعيليان آشنا بوده و يا با آنها تماس داشته و اصطلاحات آنان را به كار برده است چون در قرآن مجيد هم اين تعبيرات آمده است . « 2 » البتّه مانعى نمىبينيم كه هسته و بذر مذهب اسماعيلى در كتب و رساله‌هاى جابر به همان رنگ ابتدايى خود وجود داشته باشد ، اگر نظر شهرستانى درست باشد كه جابر قائل به امامت اسماعيل پسر امام صادق بود ، ولى بديهى است كه شكل گرفتن اين فكر در چهار چوبهء فلسفهء اسماعيلى در دوره‌هاى پس از جابر اتفاق افتاده است . جابر به نام صوفى نيز معروف است و اين مىرساند كه او از متصوفه بوده و گفتهء قفطى مؤيد اين مطلب است آنجا كه مىگويد « جابر داراى علم معروف به علم باطن بود و اين همان طريقهء متصوفين در اسلام است » . برخى اشتهار جابر را به صوفى نه از لحاظ
هامش
( 1 ) - الامام الصادق ملهم الكيمياء فصل كراووس و مشكلة جابر ، ص 54 و بعد از آن . ( 2 ) - از قبيل :« وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ »و« أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً »و« سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً »و« ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ »و غيره ، كه شرح آن گذشت . به ترتيب : 1 - ( و آشكار و نهان ) - حديد ، بخشى از آيهء 3 / 2 ( و تمام ساخت بر شما نعمتهاى آشكار و نهانش را ) - لقمان ، بخشى از آيهء 20 / 3 ( هفت آسمان طبقه طبقه ) - ملك ، بخشى از آيه 3 / 4 ( نمىداند معنى آن را مگر خدا ) . آل عمران بخشى از آيهء 7