آشنايى او به تصوف و علم باطنى بلكه به علت اشتهار او به حكمت و فلسفه مىدانند چون حكمت در لغت يونانى « سوف » و فيلسوف به معنى دوستدار حكمت است و از كثرت استعمال سين به صاد تبديل شده است . و بعضى گفتهاند جابر را ازآنجهت صوفى مىگفتند كه مقيد بود لباس پشمى بپوشد و اظهار زهد مىكرد . « 1 » ولى اين جهات و موجباتى كه نقل كردهاند هيچكدام دليل ندارد و تنها احتمالاتى هستند كه متكى به دليلى نيستند .
شاگردان جابر
جابر بن حيان صاحب نخستين مدرسهاى در اسلام است كه نام آن با تاريخ شيمى توأم است و انقلابى علمى پديد آورده و اصول اساسى شيمى را كشف كرده است . اروپا بعد از انقلاب علمى خود با تكيه به اصول كشف شده از طرف جابر در باب شيمى به كار پرداخت و ازاينرو مجبور شد كه بيشتر كتابهاى جابر را ترجمه كند . از جملهء آنها كتاب استتمام اوست كه به زبان لاتين به سال 1662 ميلادى ترجمه شد تا مورد استفاده قرار گيرد .
برتيلو دربارهء او گفته است : « جابر در علم كيميا همان مقامى را دارد كه ارسطو در منطق داشت » . اين عبارت مىرساند همچنانكه ارسطو منطق را ابتكار كرد ، جابر مبتكر علم شيمى بود .
در اين مدرسه شاگردانى پرورش و تعليم يافتند كه برخى از آنها شاگرد مستقيم جابر بودند و اين دانش را از او فراگرفتند و به تحرير آراء و نظريات او پرداختند و گروهى ديگر از راه مطالعهء آثار او به افكارش پى بردند و ازاينرو در عداد تلامذهء او درآمده و تحت تأثير عقايد و آراء او قرار گرفته و آراء و نظريات او را پذيرفته و از آن تبعيت كردهاند گرچه معاصر او هم نبودهاند .
از دستهء اول شاگردان او مىتوان اشخاص زير را نام برد :
خرقى كه جادهء خرقى به نقل النديم در مدينه منسوب به اوست ، و شرح حالى از او پيدا نكرديم .
ابن عياض مصرى ، ابو العباس احمد بن محمد بن سليمان مصرى كه النديم دربارهاش گفته است : مىگويند كه كتاب الافصاح تأليف ابن عياض مصرى است . « 2 »
اخميمى ، عثمان بن سويد ابو حرى اخميمى منسوب به اخميم قريهاى از دهات مصر
هامش
( 1 ) - - كتاب الامام الصادق تأليف ابو زهره ، ص 101
( 2 ) - الفهرست ، ص 506