مذهب جابر
جابر بن حيان بدون شك از فلاسفهء شيعه و از بزرگان متفكران آنها و نيز از كسانى است كه در تأليفات و آثارشان روح تشيع ظاهر است و روح مذهب جعفرى بهطور وضوح بر آنها تجلى مىكند . جابر از مشهورترين شاگردان امام صادق ( ع ) و از نزديكان وابستگان او بوده و افتخار حضور در محضر ايشان نصيب او شده است .
جابر در ساعت معينى به منظور آموختن علوم از امام صادق ( ع ) به حضور ايشان مىرسيد كه فقط او بود و بس و ديگرى با او نبود . و اغلب ، بلكه تمام كتابها و رسالههاى جابر به نام استاد خود جعفر بن محمد ( ع ) آغاز شده است . من پنجاه رسالهء خطى قديمى از جابر ديدهام كه در آنها عباراتى از اين قبيل نوشته شده است « قال لى جعفر ( ع ) » « 1 » ، « و القى على جعفر » « 2 » و « حدثنى مولاى جعفر ( ع ) » . « 3 »
جابر در رسالهء خود به نام المنفعة نوشته است « اين علم را از جعفر بن محمد سرور اهل زمان خود فرا گرفتهام » . پانصد رساله از آن ، سيصد سال پيش در آلمان چاپ شده و امروزه در كتابخانهء دولتى برلن و كتابخانهء دولتى در پاريس موجود است . « 4 »
تشيع جابر از طرف سيد رضى الدّين على بن طاوس ، متوفاى به سال 664 هجرى ، در كتاب فرج المهموم ، در آنجا كه نام جمعى از شيعيان را مىبرد كه به علم نجوم آگاه بودهاند ،
هامش
- « بعضى از محققان اروپايى مانند يوليوس روسكاjulius Ruskaوجود جابر مريد امام ششم را انكار كردهاند زيرا در برخى از نوشتههاى وى اشاره به مطالب و حوادثى شده است كه در قرن سوم و چهارم به وقوع پيوسته است و پيداست كه تعدادى از كتبى كه به وى نسبت داده شده به وسيلهء اسماعيليه در قرون بعدى تأليف يافته است . گرچه عدم اصالت مقدارى از كتبى كه در مجموعهء منسوب به جابر يافت مىشود امرى است انكارناپذير ، به اين معنى كه مؤلفان بسيارى از اين رسائل در قرن دوم هجرى نمىزيستهاند و كتاب خود را فقط به جابر نسبت دادهاند ، با چنين استدلالى نمىتوان وجود جابر را منكر شد و ادعا كرد كه چون بسيارى از رسائل منسوب به جابر به قلم ديگرى است ، پس علىرغم تمام مدارك تاريخى و استشهاد تذكرهنويسان قرون بعدى اصلا چنين شخصى وجود نداشته است . وانگهى اگر سير تاريخ را از دريچهء چشم قدما بنگريم ، بعضى اشخاص از قبيل فيثاغورس و افلاطون و جابر بن حيان بيشتر مانند ارباب الانواع و مثل علومند تا يك شخصيت معين تاريخى و به اين دليل در قديم بسيارى از تأليفات پيروان يك مكتب به مؤسس و بانى آن نسبت داده مىشد بدون اينكه كوچكترين نظرى در جعل يا تقلب در بين باشد ، بلكه چون پيرو هر مكتبى روح مؤسس او را در تعاليم آن مكتب زنده مىديد براى او فرق اساسى بين معلمان بعدى و بانى اصلى مكتب وجود نداشت .
تحقيقات اخير فؤاد سزگين در مطالعهاى كه از نسخ خطى عربى كرده است ، شواهد جديدى دال بر وجود تاريخى جابر ارائه داده است » . ويراستار
( 1 ) - جعفر عليه اسلام به من گفت .
( 2 ) - جعفر به من املاء فرمود .
( 3 ) - سرورم جعفر عليه السلام مرا خبر داد .
( 4 ) - كتاب الامام الصادق تأليف شيخ محمد ابو زهره ، ص 101 ، چاپ قاهره .