زندگانى دنيا را مىدانند سرزنش فرموده است .
خداى تعالى مىفرمايد :
وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً
« 1 »
خداوند نعمتهاى ظاهرى و باطنى خود را بر شما ارزانى داشته است .
و باز مىفرمايد :
ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ
« 2 »
تأويل آن را جز خدا و مردم بسيار دانشمند نمىدانند .
و نيز فرموده است :
باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ
« 3 »
در باطن آن رحمت است و ظاهرش محفوف به عذاب است .
و باز فرموده است :
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
« 4 »
اول و آخر و ظاهر و باطن اوست .
و نيز لازمهء گفتار او اين است كه بگوييم اعمال و حركات صوفيه در مشرق و مغرب هم اعمال و حركات اسماعيلى است ، زيرا آنها هم اعتماد بر باطن دارند . و چرا بايد يقين داشته باشيم كه رسائل منسوب به جابر از تأليفات احمد حميد الدّين كرمانى مبلغ اسماعيلى است ؟ و عكس قضيه را نگوييم و معتقد نشويم كه كرمانى در تأليفات خود از آثار و افكار جابر برخوردار شده و از رسائل او استفاده كرده است ؟ « 5 » مخصوصا بعد از آنكه دانستيم ، جابر خود اسماعيلىانديش ، يعنى قائل به امامت اسماعيل پسر امام صادق ( ع ) بوده است ؟
چنان كه علامهء شهرستانى به اين معنى تصريح كرده است . « 6 »
هامش
( 1 ) - لقمان ، 20
( 2 ) - آل عمران ، 7
( 3 ) - حديد ، 13
( 4 ) - حديد ، 3
( 5 ) - در اينجا قسمتهاى مورد استفاده را از كتاب ملهم الكيمياء ، ص 90 - 97 گرفتهام .
( 6 ) - در تكميل دلايل مؤلف در اثبات وجود حقيقى و تاريخى جابر بن حيان توجه خواننده را به پابرگ ص 31 كتاب نظر متفكران اسلامى دربارهء طبيعت ، تأليف سيد حسين نصر ، كه در زير آورده مىشود جلب مىكنيم : -