بدانند يا ازآنجهت است كه نظير بيانات و آراء جابر را در كتابهايى مربوط به يك قرن پس از او ديدهاند يا مطالب يا رنگ و صبغهاى خاص در آثار او يافتهاند كه بعدها رواج پيدا كرده است و يا بعللى ديگر از اين نظر پيروى كردهاند . اينك ما در برابر اينگونه ترديدها و انكارها ناچاريم عوامل و علل ممكن و معقول اين كار را مورد بررسى قرار دهيم .
مثلا مىتوانيم بگوييم : احتمال دارد كه كسى آراء و نظريات سياسى خود را از ترس قدرت حاكمه يا از ترس مسئوليتهاى احتمالى به ديگران ، اعم از افراد معاصر يا غير معاصر نسبت دهد . و همچنين مىتوان اين امر را معقول دانست كه شخصى در صنعت شيمى ( تبديل مادهاى به طلا يا نقره ) كه آب به دهان طامعان و حكمروايان مىاندازد چيزى بنويسد و از ترس تعقيب يا مطالبه از جانب مسئولان امور آن را به ديگرى نسبت دهد ، زيرا مىترسد اگر آن را آشكار سازد با مشكلاتى بزرگ روبرو شود ؛ و نيز معقول است شخصى آراء و عقايدى پخش كند كه با اعتقادات رايج در جامعه يا عقايد مورد قبول حكمروايان تصادم و برخورد دارد و در نظر آنان نظريهء منحرفى شناخته شود . پس ، از ترس ، آن را به كسى كه پيش از عصر او بوده و مرده است نسبت دهد . . .
همچنين مورد قبول است كه به علل سياسى يا غير سياسى ، مؤلف از ذكر نام خويش خوددارى كند چنان كه در مورد نويسندگان اخوان الصفا رخ داده است . يا به علت ورع و احتراز از تظاهر و شهرت نام خود را نبرد چنان كه به همين علت در بسيارى از تأليفات دانشمند بزرگ شيخ جواد بلاغى نجفى متوفى به سال 1352 هجرى نام مؤلف ديده نمىشود .
تمام اينها كه گفتيم ممكن است واقع شود . ولى اعتقاد به اينكه كليهء كتابهاى منسوب به جابر ساختگى است و ديگران اين كتابها را نوشته و به نام او منتشر كردهاند ، حتى كتابهايى كه دربارهء قانون و فلسفه و منطق و رياضيات و . . . كه هيچگونه ارتباطى به سياست يا به عقيده يا به موضوع طلاسازى ندارد ، چنين گفتارى قابل قبول نخواهد بود .
اگر فرض كنيم علت عاقلانهاى يافت شود و ما را در صحت انتساب يكى از تأليفات جابر مشكوك سازد و دليلى براى بر طرف كردن شك نداشته باشيم بايد شك خود را به همان تأليف مشكوك محدود كنيم نه آنكه چون در يك مورد ، چنين ترديدى براى ما پيدا شده است اين ترديد و شك را شامل كليهء آثار منسوب به جابر سازيم .
اما آنچه كراووس بدان توسل جسته و به موجب آن كتابهاى منسوب به جابر را ساختگى و منتحل و از آثار دورانى پس از عصر و زمان جابر دانسته و گفته است اگر اصالت اين تأليفات و صحت انتساب آن را به جابر بپذيريم لازمهاش اين خواهد بود كه نظر خود را در تاريخ فكر اسلامى تغيير بدهيم ، همچنين لازم است كه جابر را نخستين كسى بدانيم كه علوم قدما را نقل و ترجمه كرده است ؛ اين استدلال تالى فاسدى ندارد جز اينكه
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 219
مساهمون: الشيخ عبد الله نعمة
ص٢١٩