تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
يعنى حسين و عبد اللّه ، فرزندان بسطام ، از معاصران كلينى صاحب كتاب كافى متوفى به سال 339 هجرى و نيز از معاصران ابن قولويه قمى متوفى در اواسط قرن چهارم بوده‌اند . سوم - رازى ، به نقل النديم ، در كتابهاى خود كه در صنعت ، ( تحويل فلزات به طلا و نقره ) نوشته است مىگويد : استاد ما ابو موسى ، جابر بن حيان « 1 » چنين گفته است . . . همچنان‌كه ابو بكر رازى كتاب الانثيين جابر را به شعر برگردانده است . « 2 » چهارم - برخى از كتابهاى جابر را گروهى كه كمى بعد از او مىزيستند شرح كرده‌اند . از جمله : ابو جعفر محمد بن على شلمغانى معروف به ابن العزاقر متوفى به سال 322 هجرى كه كتاب الرحمة جابر را شرح كرده است . « 3 » و ابو قران از اهالى نصيبين كه او نيز كتاب الرحمة جابر را شرح كرده است . « 4 » پنجم - ابو حيان توحيدى در بيان شرح حال ابن مسكويه از جابر نام برده مىگويد : « . . . ولى او ( يعنى ابن مسكويه ) به دنبال كيميا بود و با ابو الطيب كيميايى رازى در اين رشته همكارى مىكرد و در طلب كيميا و حرص بر تحصيل آن تمام همت و قدرت خود را به كار مىبرد و مجذوب كتابهاى ابو زكرياى رازى و جابر بن حيان شده بود . » « 5 » ششم - مجريطى متوفاى به سال 395 هجرى در كتاب خود غاية الحكيم آورده است : « الجامع ، كتاب جابر محتوى هزار و اندى باب است و در آن از كارهاى شگفت‌انگيزى بحث مىكند كه هيچ‌كس در آنها بر او سبقت نگرفته است . » « 6 » تمام آنچه تا اينجا گفتيم وجود و حقيقت جابر را تأييد مىكند و مىرساند كه او يك شخصيت واقعى بوده و وجودى خيالى و پندارساخته نيست و نزد علماى قرن سوم و چهارم معروف بوده و آنها بعضى از كتابهاى او را مورد مطالعه قرار داده و بر آنها شرح نگاشته‌اند و در مورد ( صنعت ) به نظريات او دلبستگى يافته‌اند و بدين‌ترتيب انكار وجود او ، و اينكه جابر وجودى افسانه‌اى بيش نبوده ، با اين دلايل و قراين ، به راستى گزافه‌گويى بزرگى است . اما در مورد شك و ترديدهايى كه دربارهء آثار و تأليفات او بر پا ساخته و گاهى تمامى يا بعضى از كتابها و رسائل او را انكار كرده‌اند ، بايد گفت كه اين ترديد و انكار آنها شايد به علت زيادى آثار اوست كه از سه‌هزار رساله و كتاب تجاوز كرده است و آنان را واداشته است كه تأليف اين همه آثار بزرگ و قابل اعجاب را از قدرت يك فرد بشر خارج
هامش
( 1 ) - الفهرست ، ص 500 ( 2 ) - همان كتاب ، ص 419 ( 3 ) - همان كتاب ، ص 507 ( 4 ) - همان كتاب ، ص 505 ( 5 ) - معجم الادباء ، ج 5 ، ص 6 ( 6 ) - الذريعة ، ج 5 ، ص 27