تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
صدمات فراوانى كشيد زيرا بر فضل و دانش او حسد مىبردند و جابر ناچار شد برخى از اسرار شيمى را به هارون الرشيد و يحيى برمكى و فرزندان او فضل و جعفر افشا كند و سبب ثروت و بىنيازى آنها نيز همين امر بود و چون رشيد نسبت به برمكيان مشكوك شد و در مورد آنها به وسوسه افتاد و فهميد كه مقصود آنها انتقال خلافت از بنى عباس به علويان است و به مال و ثروت و آبروى خود در اين امر متكى هستند اين بود كه آنها را كشت و اموال ايشان را مصادره كرد . در اين وقت جابر بن حيان ناچار به فرار شد و به كوفه رفت زيرا بر جان خود مىترسيد و در كوفه همچنان مخفيانه مىزيست . تا زمان مأمون كه از نهانگاه بيرون آمد . « 1 » مندرجات كتاب النديم آنجا كه مىگويد « . . . امر جابر مكتوم بود و چنين گمان كرده‌اند كه در محل معينى مستقر نمىشد و مرتبا جاى خود را تغيير مىداد زيرا از قدرت دولت بر جان خود مىترسيد » « 2 » حكايت برتيلو را تأييد مىكند . به طورى كه گفتيم ، جابر بىگمان موقعيت ممتازى نزد برمكيان داشت و النديم به اين نكته اشاره كرده و مىگويد : گفته شده است كه جابر خود از برمكيان بود و ارتباط او با آنها بسيار محكم و خاصه با جعفر بسيار نزديك و صميمى بود . » « 3 » مؤيد اين امر كتابهاى اوست كه براى برخى از برمكيان و به نام آنان نوشته است از جمله كتابى كه براى على بن اسحاق برمكى و كتابى ديگر براى منصور بن احمد برمكى نوشته و كتابى به عنوان اغراض الصنعة نيز به نام جعفر برمكى نوشته است . « 4 » به علاوه وى با رجال و شخصيتهاى مشهور شيعه ، از قبيل على بن يقطين وزير هارون الرشيد كه كتابى هم به نام او نوشته است ، اتصال و ارتباط داشت . « 5 » جابر در بعضى از كتابهاى خود تصريح مىكند كه برخى از كتابهاى خود را به نام يحيى بن خالد برمكى نوشته است و مثلا مىگويد : « . . . روزى از روزها ، پس از آنكه اشتغال من به اين دانشها آشكار شد ، در خدمت مولاى خود يحيى بن خالد برمكى بودم ، كه از اين عبارت شدت علاقهء او به برمكيان معلوم مىشود » . اما ارتباط جابر با امام صادق ( ع ) تنها نقطهء روشن زندگى اوست كه جوينده لابلاى آثار او مطالبى از اين قبيل زياد مىيابد كه « جعفر عليه السلام به من گفت » يا « آن را بر جعفر ( ع ) عرضه كردم » يا « مولايم جعفر عليه السلام مرا چنين روايت كرد » همچنين بيشتر رسائل و كتابهاى او مشتمل بر نام امام جعفر صادق ( ع ) است . مثلا در رسائل خود به نام المنفعة مىنويسد « اين علم را از جعفر بن محمد سرور مردم روزگار خود فراگرفتم » و در كتاب
هامش
( 1 ) - اعيان الشيعة ، ج 15 ، ص 120 - 121 ( 2 و 3 ) - الفهرست ، ص 499 ( 4 و 5 ) - همان كتاب ، ص 105