تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
نام جابر در تاريخ شيمى مثل نام ارسطو در تاريخ منطق است . . . و جابر بن حيان در زبان لاتين به نام جبير شناخته شده است » . « 1 » ليكارت او را از بزرگترين علماى قرون وسطى « 2 » و بزرگترين دانشمند عصر خود مىداند . نبوغ و استعداد جابر در شيمى ازآن‌جهت است كه به معناى صحيح ، عالم به شيمى بود و آن را مورد تحقيق و بررسى كافى قرار مىداد و بر آنچه پيشينيان گفته بودند نيز آگاه بود و بدانچه دانش در شيمى ، تا آن روزگار ، دريافته بود وقوف داشت و بالاخره شيمى را در قيد تجربه و ملاحظه و آزمايش درآورد . او ابتكار جديدى در شيمى به كار برد و دانش تازه‌اى بر آن افزود كه نام آن را علم موازين نهاد و كتابهايى چند در اين زمينه نوشت چنان كه از فهرست كتابهاى او اين نكته روشن مىشود . مقصود از علم موازين نوعى معادله در طبايع موجود در فلزات است . « او طبيعت هريك از فلزات را تعيين كرد و براى هريك از آنها - وزن مخصوصى - مناسب طبيعت آنها قايل شد . . . » گروهى براى اين نظريه و آنچه به تفصيل دربارهء آن در كتابهاى جابر آمده است ، اعتبار و ارزش قابل توجهى قايل شده‌اند و آن را نظير برخى از نظريات جديد از قبيل تركيب عناصر و امكان تبديل آنها به يكديگر دانسته‌اند . « 3 » به استعداد شگرف او از اينجا مىتوان پى برد كه او نخستين كسى بود كه جوهر گوگرد را به وسيلهء تقطير از زاج به دست آورد و آن را زيت الزاج نام نهاد و البتّه نيازى نيست كه اهميت و عظمت اين عمل را در تاريخ پيشرفت صنعت و شيمى بيان كنيم مگر نه آنكه تاريخ تمدن را با قياس به چيزهايى كه ملتها از اين اسيد استخراج كرده‌اند مىسنجند . همچنين به تهيهء اسيد نيتريك پى برد و هم اوست كه سود سوزآور و تيزاب سلطانى را براى نخستين بار ساخت . همچنين نخستين كسى است كه طريقهء جدا كردن طلا از نقره را به وسيلهء حل آن در اسيد فراهم كرد و اين روش تا هم‌اكنون در تعيين عيار طلا به كار مىرود ؛ او نخستين كسى بود كه به رسوب كلرور نقره ، با افزودن محلول نمك طعام بر نيترات نقره پى برد . تهيهء چيزهاى ديگرى را هم به او نسبت داده‌اند از قبيل پى بردن به تهيهء كربونات پتاسيم و كربونات سديم و به كار بردن اكسيد منيزيوم در صنعت شيشه‌سازى و بررسى خصايص و تركيبات جيوه و كيفيت تهيهء آنها كه از برخى از آن تركيبات بعدها در تهيهء
هامش
( 1 ) - اعيان الشيعة ، ج 15 ، ص 120 ( 2 ) - الخالدون العرب ، ص 19 ( 3 ) - - كتاب الخالدون العرب ، ص 20 - 21