مبتكر اول آن كره ، آن را براى يك عرض ساخته و دليل آورده بود كه ممكن نيست در عرضهاى متعدد به كار برده شود ، بىاساس است .
گذشته از اين بديع در ساختن مسطرهها ( خطكش ) و قرقرهها رنج بسيار برد تا به پايهاى رسيد كه مردم آن مصنوعات را مثل جواهر نگهدارى مىكردند ، وى در عمل طلسمات و رصدگيرى براى انتخاب اوقات نيز جهد بسيار كرد . مردم كارهاى او را مورد تجربه قرار دادند و چون صحت آنها به تجربه ثابت شد ، وى از راه صنايع خود ثروت بسيارى به دست آورد . اين كار در زمان مسترشد انجام شد ؛ پس از درگذشت بديع اسطرلابى فضلا و دانشمندان به اين نكته رسيدند كه او نظيرى نداشته است . به علاوه شعر عالى و پاكيزهاى هم داشت . « 1 »
بديع اسطرلابى در علم اسطرلاب و ساختن آن يگانهء زمان خود بود ، و بسيار در صنعت خود ماهر و محكمكار بوده است و به داشتن اين هنر شناخته شده بود . « 2 » در فوات الوفيات آمده است : « او يكى از ادبا و يگانهء زمان خود در ساختن ادوات فلكى بوده ، و اين صنعت را نيك مىدانسته است » .
عماد اصفهانى در الخريدة و ابو المعالى خطيرى در كتاب زينة الدهر « 3 » او را ستودهاند .
سارتون و سوتر و ديگر نويسندگان و فضلاى غرب هم اعتراف كردهاند كه بديع اسطرلابى از بزرگترين رجال دورهء خود در ساختن اسطرلاب بود و در ساختن ديگر آلات فلكى هنرمندى بىبديل بشمار مىرفت . « 4 »
بديع اسطرلابى در اصفهان نشو و نما كرد ، سپس به بغداد رفت ، در آنجا در رشتهء فلكيات كار كرد ، و از آن راه مال فراوانى اندوخت .
وى در سال 524 هجرى در بغداد در قصر سلاطين سلجوقى جدولهاى فلكى ساخت ، و اين جداول را در كتابى به نام زيج محمودى كه به نام سلطان ابو القاسم محمود بن محمد سلجوقى نوشته ، جمعآورى كرده است . « 5 »
تهرانى در الذريعة ديوان شعرى به او نسبت مىدهد و مىنويسد كه بديع اسطرلابى شيعه بوده است ، و تأكيد مىكند كه اسطرلابى ديوان شعر حسين بن حجاج را مختصر كرده و آن را درة التاج فى شعر ابن الحجاج ناميده است ، و از طرفى ابن الحجاج شيعهاى است كه روش خاص او معروف است .
هامش
( 1 ) - اخبار الحكماء ، ص 222
( 2 ) - عيون الانباء ، ج 2 ، ص 300
( 3 ) - تراث العرب العلمى ، ص 341
( 4 و 5 ) - تراث العرب العلمى ، 342