باشد قطعا يكى ديگر از رافضيان آن را جعل كرده است . » « 1 »
از مجموع اين مطالب مىتوان دريافت كه سرخسى شيعه بوده و آنچه به معتضد گفته است ناشى از روح تشيع اوست . همچنانكه احمد فهمى نيز اين نكته را دريافته است و شايد شيعه بودن او نيز در اثر تلقين و عقيدهء استادش كندى بوده است . همچنين سخت محتمل است كه نامهاى كه معتضد در آن دستور لعن معاويه را صادر كرد و مىخواست آن را به پايتختهاى ممالك اسلامى بخشنامه كند از انشاى همين ابن طيب باشد زيرا روابط او با معتضد بسيار صميمانه بود و مثل دو دوست بودند . به علاوه شارحان حال او همگى به بلاغت او ، و آنكه در نحو و شعر يگانه بود اشاره كردهاند ، همچنين در شرح حال او نوشتهاند كه به سماع حديث پرداخت و احاديثى نيز از او روايت شده است . اين نامهء معتضد نامهاى مفصل است كه ابن ابى الحديد در جلد سوم شرح نهج البلاغة ، صفحهء 442 - 445 به اختصار از تاريخ طبرى نقل كرده است . « 2 »
امير ابو المعالى شيرازى امير ابو المعالى صدر الدّين محمد بن ابراهيم شيرازى 828 - 903 ه ق
ابو المعالى كه به فلسفه و دانش بلندآوازه شد از اعيان و مشاهير فضلاى شيعه بود . صاحب مجالس المؤمنين از او نام برده و به تشيع او تصريح كرده است .
ابو المعالى در محضر پدر و نيز عموزادهاش نظام الدّين احمد ، متكلم فقيه و از عمهزادهاش امير حبيب اللّه در فنون ادبى و از سيد فاضل مسلم ايرانى در علوم معقول ، دانش فراگرفت . ميان او و قوام الدّين كرمانى كه از شاگردان بزرگ سيد شريف جرجانى بود مباحثات و مناظراتى اتفاق افتاد . او در مناظرات خود مردى قوى الحجه بود تا حدى كه محقق دوانى خود را در خور مناظره با او نمىديد .
[ تاليفات ]
ابو المعالى تأليفاتى در منطق و حكمت و علوم ديگر دارد كه از جمله حواشى او بر
هامش
( 1 ) - الملل و النحل ، چاپ قاهره ، ج 3 ، ص 29
( 2 ) - مهمترين مرجع ما در بيان شرح حال ابن طيب كتاب اخبار الحكماء قفطى ، ص 55 - 56 و عيون الانباء ، ج 2 ، ص 191 - 193 ، چاپ بيروت و ملل و نحل شهرستانى چاپ حجازى ، قاهره ، ج 3 ، ص 28 - 29 بوده است .