ابو جعفر طبرى و متوفى به سال 350 هجرى خوانده و از او استفادههاى فراوانى كرده است .
اين مرد در بغداد در شارع عبد الصمد منزل مىكرد و ابن مسكويه غالبا به حضور او مىرسيد .
علوم اوايل را در محضر ابن الخمار يعنى حسن بن سوار متولد به سال 331 فراگرفت .
اين حسن بن سوار مردى با اطلاع بود و به علوم اوايل و خاصه به منطق و طب آگاهى داشت به طورى كه او را بقراط دوم ناميدند . « 1 »
ابن مسكويه معاصر ابن سينا نيز بود و بارها به حضور او رسيد . « گويند روزى ابن سينا بر او درآمد و ابن مسكويه مشغول تدريس بود ، ابن سينا خواست تا در برابر شاگردان فراوان او نسبت به ابن مسكويه فضلفروشى كند پس گردوئى را كه در دست داشت در برابر ابن مسكويه بر زمين انداخت و گفت مساحت اين گردو را به حساب شعير معين كن . ابن مسكويه چند برگ كاغذى را كه درست داشت بهسوى ابن سينا پرتاب كرد و گفت نخست اخلاق خود را با اينها اصلاح كن تا من جواب آنچه را كه خواستى به تو بدهم . » « 2 » تصور مىرود كه ابن سينا چندان اعتمادى به فضل ابن مسكويه نداشت . قفطى روايت مىكند كه ابن سينا مسألهاى را در يكى از كتابهاى خود عنوان كرده و سپس چنين آورده است :
« اين مسئله را در حضور على بن مسكويه مطرح كردم و او چند مرتبه آن را خواستار شد و چون مردى ديرفهم بود آن مسئله را نفهميد ازاينرو او را ترك گفتم . » « 3 »
ابو حيان توحيدى نيز از او سخت انتقاد مىكند و سخت بر او مىتازد و چنين مىگويد : « ابن مسكويه فقيرى است ميان ثروتمندان و مرد كندفهمى است ميان مردم باهوش ، در اين روزها صفو الشرح ايساغوجى و قاطيغورياس را به او داده بودم و او آنها را با من تصحيح كرد ولى اكنون به ابن الخمار پيوسته و به دو پناه برده است و شايد ابو سليمان ( منطقى سجستانى ) را نيز مىبيند . اين روزها وقت ندارد زيرا سخت گرفتار احساس پشيمانى و ندامت شده است و حسرت روزهاى از دست رفته را مىخورد . » ابو حيان سپس مىگويد :
« وزير ، ابو عبد اللّه العارض گفت : خيلى جاى تعجب است كه مردى با ابو الفضل بن عميد مصاحب و دوست باشد و فضل و معلومات او را ديده ولى سهمى از فضائل او نبرده باشد . » در پاسخ او گفتم گرچه با ابن عميد همصحبت بود ولى در آن دوران با ابو طيب كيميايى رازى بدنبال كيمياگرى بود و تمام همت خود را صرف كيميا مىكرد و بسيار در آن راه حرص و ولع داشت ، از طرفى مفتون كتابهاى ابن زكرياى رازى و جابر بن حيان شده بود و از طرف ديگر ناچار بود كه در خدمت ابن عميد و در كتابخانهء او كار كند و قسمتى از وقت
هامش
( 1 ) - - كتاب الحكمة الخالدة ، ص 16
( 2 ) - روضات الجنات ، ص 71
( 3 ) - اخبار الحكماء ، ص 218