برگزيده بود و او به بهترين وجهى از عهدهء انجام اين كار برآمد و چون خراسانيان به خانهء ابن عميد هجوم آوردند و خانه و اصطبلها و خزانههاى او را غارت كردند و تا شبهنگام در آنجا بسر برده آنگاه بازگشتند ، كتابخانهء ابن عميد به وسيلهء ابن مسكويه از دستبرد محفوظ ماند و كسى متعرض آن نشد . وقتى شبانگاه ابن عميد به منزل آمد هيچچيز به جاى نمانده بود ، نه فرشى كه بر روى آن بنشيند و نه كوزهاى كه آب از آن بنوشد . ابن حمزهء علوى فرش و اثاث براى او فرستاد . ابن عميد در آن موقع به كتابهاى خود دلخوش بود چون هيچچيز نزد او عزيزتر از كتابهايش نبود ، و او را كتابهايى فراوان در كليه اقسام علوم و حكمت و ادبيات بود به طورى كه براى حمل و نقل آن به صد شتر يا بيشتر احتياج داشتند .
ابن مسكويه مىگويد چون ابن عميد مرا ديد پرسيد كتابها چه شد ؟ گفتم همه به حال خود باقى است و دستى به آنها نرسيده است . ابن عميد شاد شد و گفت تصديق مىكنم كه تو مرد فرخندهاى هستى و ازاينرو ملقب به خازن يعنى كتابدار گرديد . « 1 »
پس از مرگ ابن عميد به سال 360 هجرى ابن مسكويه به پسرش ابو الفتح على بن محمد بن عميد معروف به ذو الكنايتين پيوست . ابن مسكويه خود گويد كه من جزء كسانى بودم كه از رى در مصاحبت ابو الفتح بن عميد حركت كردم و اين امر به سال 364 هجرى اتفاق افتاد .
ابن مسكويه همچنان در خدمت ابو الفتح بن عميد ( كه وزير ركن الدوله متوفى به سال 366 هجرى بود و سپس وزير پسرش مؤيد الدولهء ديلمى شد ) بماند ، تا آنكه مؤيد الدوله بنا به عللى كه ثعالبى در اليتيمة برخى از آنها را نقل كرده است ، « 2 » نسبت به ابو الفتح خشمگين شد و در نتيجه به زندان افتاد و سپس در دوران همان مؤيد الدوله ، متوفى به سال 373 هجرى كشته شد . « 3 »
ابن مسكويه سپس به خدمت عضد الدولهء ديلمى درآمد و از بزرگان نديمان او شد و او را به عنوان سفير به حضور پادشاهانى همپايهء خود مىفرستاد . « 4 »
ابن مسكويه در خدمت ديلميان و هرچندى در دربار يكى از آنان بسر مىبرد و به اين خاندان بسيار نزديك بود . به ويژه با بهاء الدولهء ابو نصر پسر عضد الدوله ، ثعالبى گويد : « ابن مسكويه ، عميد الملك را به قصيدهاى مدح گفت و در آن قصيده تصادف عيد قربان را با جشن مهرگان به او تبريك گفت و همچنين از اثر سوء پيرى خود گله كرد . » « 5 »
ابن مسكويه ، ظاهرا ، تاريخ طبرى را در محضر ابو احمد بن كامل قاضى از مصاحبان
هامش
( 1 ) - - كتاب الحكمة الخالدة ، ص 18
( 2 ) - - كتاب اليتيمة ، ج 3 ، ص 167 ، چاپ قاهره ، سال 1934 م .
( 3 ) - - كتاب الحكمة الخالدة يا جاويدان خرد كه عبد الرحمن بدوى بر آن حاشيه زده است ، ص 18 - 19
( 4 ) - روضات الجنات ، ص 70
( 5 ) - - كتاب الحكمة الخالدة ، ص 19