تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
به دو علت و به علتى كه داراى دو جنبهء اعتبارى باشد هستند و اگر چنين باشد ، صدور آن از طرف خداوند متعال محال است ، زيرا ثابت شده است كه در او هيچ‌گونه تركيبى نيست ؛ پس صادر اول از او جسم نيست و بنابراين صادر اول جوهرى است مجرد كه همان عقل اوّل است . . . اگر گفته شود : پس اين كثرت از كجا آمده است ؟ در جواب خواهيم گفت : اول متعال واجب است ، و ذات خود را دانست و از همان علم اول او عقل به وجود آمد و آن عقل ، هم به اول و هم به ذات خود آگاهى يافت ، پس از راه علم به اول ، عقل به وجود آمد و از راه علم او به آنچه در مرتبهء فرودتر از اول است ، نفس فلك اطلس يا فلك اقصى و فلك اول ، يعنى عرش از او به وجود آمد . پس آن عقل ، به اول و ما دون اول عالم شد و با علم او به اول ، عقل از او به وجود آمد و با علم او به ما دون اول ، نفس فلك پرستاره كه همان كرسى است به وجود آمد . سپس آن عقل ، اول و ما دون اول را دانست ، پس با علم او به اول ، عقل از او بوجود آمد ، و با علم او به ما دون اول ، نفس فلك زحل از او به وجود آمد . . . و همچنين به سخنان خود ادامه مىدهد تا آنجا كه مىگويد : « سپس آن عقل هم ، اول و ما دون اول را دانست و با علم به اول ، عقل از او به وجود آمد ، و با علم او به ما دون اول ، نفس فلك قمر به وجود آمد و اين عقل اخير است كه آن را عقل فعال واهب الصور « 1 » مىنامند . » « 2 » ابن سينا نظريهء خاصى در حركت دارد و به عقيدهء او حركت است كه زمان را به وجود مىآورد و تصور زمان ممكن نيست مگر مقرون به حركت و اگر حركتى نباشد تصور وجود زمان ناممكن است . ابن سينا همچنين معتقد است كه كميت اجسام و اندازهء مسافتها را ، جز به نسبت حركتى ، نمىتوان فهميد و به دست آورد ، چنان كه نمىتوان ابتدا و انتها و جهات ششگانه و دگرگونيهاى حاصل در جسم از حالت سختى به روانى و سيلان و از سيلان به حالت گازى را جز با ملاحظهء حركت فهميد . و اين بيان به معنى فرض بعد چهارمى براى جسم است كه همان حركت باشد و با نظريهء نسبيت كه بعد چهارم را زمان دانسته است هماهنگى دارد مخصوصا با توجه به نظريهء ابن سينا كه زمان را از توابع حركت مىداند .
هامش
( 1 ) - صورتبخش . ( 2 ) - - كتاب ابن سينا تأليف دكتر اهوانى ، ص 118 - 119 ، به نقل از رسالة العروس و رساله العرشية و رسالهء ناطقهء ابن سينا .