« لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا . » « 1 » هيچ دولت آدمى را زيادت از درك معقول نيست . » « 2 »
و باز از بيانات ابن سينا است :
« اين شخص كه پيامبر است كسى نيست كه مثل او در هروقت به وجود آيد و وجود مكرر پيدا كند زيرا آن مادهاى كه چنين كمالى را مىپذيرد در بعضى از مزاجها به وجود مىآيد و كم است . بنابراين به ناچار واجب است كه رسول و پيغامبر خدا به منظور ابقاء شريعت و سنت خود در امورى كه متعلق به مصالح انسانيت است تدبيرى بزرگ بينديشد . » « 3 »
همين امر دلالت مىكند كه پيغمبر ( ص ) امر انتخاب جانشين خود را مهمل نمىگذارد زيرا قائم مقام او به مثابه حلقهء دوم رسالت اوست كه بايد شريعت او را شرح و تفسير كند و امور عامه را با تعليمات او تطبيق دهد .
جاى ديگر مىگويد : « . . . نبى از طرف خدا فرستاده شده است و بنا بر حكمت الهى ارسال رسول ، لازم و واجب است و هرآنچه را كه رسول تشريع مىكند در حقيقت تشريع آن از طرف خدا واجب شده است . » « 4 »
اين عقيده از عقايد صريح شيعه است كه آنچه را رسول ( ص ) تشريع مىكند از طرف خداست ، چون شيعه تشريعات رسول را به اجتهاد او و از پيش خود او نمىداند ، بر خلاف ديگران كه آن را جايز مىشمارند ، چنان كه خداوند جليل مىفرمايد :
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
پيغمبر از روى هوا و هوس سخنى نمىگويد ، آنچه مىگويد جز وحى الهى نيست . « 5 »
باز ابن سينا در جاى ديگر گفته است :
« تعيين جانشين از راه نص به صواب نزديكتر است زيرا اين كار مانع از تفرقه و دوگانگى و نزاع و اختلاف مىشود . » « 6 »
اين همان نظر شيعه در وجوب نص است .
هامش
( 1 ) - اگر پرده را برگيرند بر يقين من چيزى نيفزايد .
در متن « لو كشف لى الغطاء » و سپس آمده است :
و قال امير المؤمنين عليه السلام : قدر الانسان و شرفه لا يكون الا بالعلم .
امير مؤمنان عليه السلام گفت : مرتبت و شرف آدمى جز به دانش نيست .
( 2 ) - شفاء ، ج 2 ، ص 654 . چاپ ايران . و نيز كتاب توفيق التطبيق ، ص 206 - 207 ، عين عبارات معراجنامه به كوشش بهمن كريمى ، چاپ رشت ، 1312 در اينجا آورده شد . - م .
( 3 ) - شفاء ، ج 2 ، ص 13 در الهيات ، مقالهء دهم ، فصل سوم ، ص 468
( 4 ) - شفاء ، ص 650
( 5 ) - نجم ، 3 - 4
( 6 ) - از آخر فصل الهيات شفاء - و كتاب توفيق التطبيق ، ص 67