شيخ الرئيس است كه از محضر او استفاده كرده است . » تأليفاتى هم دارد كه از جمله تلخيص كتاب قانون استادش شيخ الرئيس مىباشد . » « 1 »
مذهب ابن سينا
هرچند دربارهء عقيدهء مذهبى ابن سينا اختلاف شده است ، با وجود اين نبايد مطالب و نكات زير را ناديده گرفت زيرا اين نكات ، همگى پرتوى از روشنايى بر مذهب ابن سينا مىافكند و مجموع آن نكات عامل مهمى را در روشن ساختن مذهب او تشكيل مىدهد . اين نكات عبارتند از :
نخست - نام ابن سينا و همچنين نام خانوادهء او بر تشيع اين خاندان مشعر است زيرا او خود ابو على حسين و پدرش عبد اللّه و جدش حسن و پدر جدش على نام داشته و كمتر اتفاق مىافتد كه افراد يك خانواده بهطور عادى به اين نامها نامگذارى شوند مگر آنكه آن خانواده را گرايشى خاص به تشيع و علاقهاى به خاندان رسالت باشد .
دوم - ابن سينا در زمان و محيطى به دنيا آمد و نشو و نما كرد و به تحصيل معارف پرداخت كه تعاليم شيعه در آن شيوع داشت و سواد اعظم از حكمرانان و اهل علم از شيعيان بودند و طبيعى است كه ابن سينا تحت تأثير كليهء اين عوامل و يا برخى از آنها قرار گرفته بود .
سوم - ابن سينا در دربار حكمرانان شيعهمذهب از قبيل : سامانيان ، مأمونيان ، بويهيان ، شمس المعالى قابوس وشمگير و ديگر حكمرانان از اين قبيل زندگى مىكرده است . اين رفت و آمد عادتا مىرساند كه پيوند و ارتباط مذهبى نيز در ميان آنان بوده است .
چهارم - چون محمود بن سبكتكين كه سنى مذهب بود و بر شيعيان تعصب شديدى داشت ، ابن سينا را به حضور خود فراخواند ، او به طبرستان و برخى از نواحى خراسان گريخت و به قابوس وشمگير كه حكمرانى شيعهمذهب بود پناه برد . علت فرار ابن سينا اين بود كه سعايت بدخواهان و تهمتهايى كه دربارهء مذهب او زده بودند سلطان را وادار كرده بود كه با جديت او را دستگير كند و ظاهر امر مىرساند كه سعايت و تهمتى كه به او زدند از نوع تهمت به تشيع بوده است و ازاينرو ابن سينا گريخته و به حكمرانى شيعهمذهب ، به ويژه در منطقهاى معروف به تشيع چون طبرستان كه بيشتر مردمش شيعه بودند « 2 »
هامش
( 1 ) - عيون الانباء ، ج 3 ، ص 29
( 2 ) - - روضات ، ص 243 ، ابو على سينا ، ص 16 و 55 ؛ اعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 372 كه خلاصهء فوق را از اين مدارك نقل كرديم .