تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
3 - ابو عبد اللّه ناتلى كه منطق ايساغوجى و غيره را نزد او خوانده بود . 4 - ابو منصور حسن بن نوح قمرى . 5 - ابو سهل عيسى بن يحيى مسيحى جرجانى . اين دو نفر استادان او در پزشكى بودند . « 1 »

[ شاگردان ]

گروهى از رجال علم و فلسفه در عصر خود كه در بلندترين مقامهاى علمى و فلسفى بودند از محضر ابن سينا استفاده كرده‌اند . برخى از آنان عبارتند از : 1 - ابو الحسن بهمنيار بن مرزبان ، فيلسوف مشهور كه رساله‌هاى فلسفى و آرائى مخصوص به خود دارد كه حتى مخالف با آراء استادش ، ابن سينا نيز مىباشد . و از جمله آراء او يكى اين است كه خداوند علت وجود عالم است ، نهايت آنكه علت و معلول بالضروره در يك‌زمان بايد موجود باشند و اگر چنين نبود لازم مىآمد علت ، علت تامه نباشد زيرا در اين صورت تغير و دگرگونى بر او عارض مىشد و وجود خدا بر وجود عالم سبقت ذاتى دارد نه سبقت زمانى ، بنابراين وضع خدا نسبت به موجودات مثل وضع ديگر علل موجبه ، نسبت به معلولات خود است كه ظرف وجودى آنها واحد است و سبقت علت بر معلول از نوع سبقت ذاتى است نه سبقت زمانى . 2 - حكيم ابو عبد اللّه عبد الواحد بن محمد جوزجانى متوفى به سال 438 هجرى در همدان . هموست كه بسيارى از سيره و شرح حال استاد خود ، ابن سينا را يادداشت كرده است . 3 - فيلسوف ابو عبد اللّه معصومى كه ابن سينا در حق او گفته است مقام ابو عبد اللّه نسبت به من چون ارسطو به افلاطون است و ابن سينا رسالة العشق خود را به نام او نوشته است . 4 - ابو الحسن بن طاهر بن زيلة ، متوفى به سال 440 هجرى . 5 - ابو القاسم عبد الرحمن بن على بن احمد بن ابى صادق نيشابورى ، كه در اواسط قرن پنجم هجرى مىزيست . او را چنين ستوده‌اند كه مردى طبيب و فاضل و در علوم حكمت فائق و از شاگردان ابن سينا بوده است . كتابهايى به خط او ديده شده كه يكى از آنها را به سال 460 هجرى به پايان رسانده است . « 2 » 6 - سيد عبد اللّه محمد بن يوسف شرف الدّين ايلاتى كه ابن ابى اصيبعه او را چنين ستوده است : « مردى است فاضل و خبير در فن پزشكى و علوم فلسفى و از جملهء شاگردان
هامش
( 1 ) - عيون الانباء ، ج 2 ، ص 370 - 371 ، اين كتاب نفيس را مترجم مدتى قبل ترجمه كرده است . ( 2 ) - همان كتاب ، ج 3 ، ص 32 و 33