پناه برد .
پنجم - ابن سينا خود به صراحت گفته است : « پدرم از جمله كسانى بود كه دعوت يكى از مبلغان فاطميان مصر را پذيرفته و از اسماعيليان به شمار مىرفت و از آنان سخنانى دربارهء نفس و عقل به طريقه و روش ايشان شنيده بود ، برادرم نيز چون او بود ، و چهبسا بين خود صحبتهايى مىكردند و من به سخنان آنان گوش فرامىدادم و مىفهميدم ولى نفس من از قبول آن سخنان سربازمىزد پس شروع به دعوت من كردند . » « 1 »
ششم - در تأليفات و تصنيفات ابن سينا تعبيرات و اسلوبها و افكارى است كه با تعبيرات و افكار شيعه منطبق و هماهنگ است و الفاظ و عباراتى به كار رفته است كه به تعابير شيعه و اصطلاحات آنان شباهت زيادى دارد .
همچنين در تأليفات او اشاراتى به لزوم « افضليت » در خليفه و اعتبار « عصمت » و اينكه امام بايد با نص صريح تعيين شود ، ديده مىشود . و نيز مطالبى ديگر از اين قبيل در آثار ابن سينا ديده مىشود كه معمولا كسى ، جز شيعه ، بدان معترف و قائل نيست . مثلا در معراجنامه كه در حاشيهء الهيات شفاء به سال 1303 هجرى چاپ شده است مطالبى آمده است كه امتياز على بن ابى طالب ( ع ) را بر ديگر صحابه مىرساند و اينكه منزلت او نسبت به ديگر صحابه چون نسبت معقول است به محسوس :
« و براى اين بود كه شريفترين انسان و عزيزترين انبيا و خاتم رسولان ( ص ) چنين گفت با مركز حكمت و فلك حقيقت و خزينهء عقل امير المؤمنين ( ع ) كه يا على : اذا رأيت الناس يتقربون الى خالقهم بانواع البر تقرب اليه بانواع العقل تسبقهم ، « 2 » و اين چنين خطاب جز با چنو بزرگى راست نيامدى كه او در ميان خلق آنچنان بود كه معقول در ميان محسوس . گفت يا على چون مردمان در كثرت عبادت رنج برند تو در ادراك معقول رنج بر ، تا بر همه سبقت گيرى لاجرم چون به ديدهء بصيرت عقلى مدرك اسرار گشت همهء حقايق را دريافت و ديدن ، يك حكم دارد كه گفت :
هامش
( 1 ) - عيون الانباء .
( 2 ) - اى على چون مردم را بينى كه به گونهگون عبادت به پروردگار خويش نزديكى جويند ، تو به انواع خرد به دو نزديكى جوى تا بر آنان پيشى گيرى .
در متن عربى كه ترجمهء معراجنامهء فارسى است بعد از ذكر اين عبارت مجددا نص حديث با تفاوتى لفظى نقل شده است و گويد در حديث آمده است :
يا على اذا عنى الناس انفسهم فى تكثير العبادات فعن نفسك فى ادراك المعقول حتى تسبقهم كلهم .
اى على چون مردمان در افزايش عبادتها خود را به رنج افكنند تو در ادراك معقول خود را به رنج افكن تا بر همهء آنان پيشى گيرى .