آغاز كردم و چون از مقدمات آن فارغ شدم و به اشكال هندسى رسيدم ناتلى به من گفت خود بخوان و خود نيز آنها را حل كن و نتيجهء كار خود را به من نشان بده تا اگر اشتباهى در آن باشد تو را بر آن آگاه سازم ، با آنكه او خود اين كتاب را نمىفهميد پس شروع به حل مشكلات آن كتاب كردم و چه بسا شكلى كه ناتلى اصلا آن را نمىدانست تا وقتى كه من آن را به او فهماندم . آنگاه ناتلى از من جدا شد . . . »
4 - « . . . پس به خواندن متون و شروح كتب علوم طبيعى و الهى پرداختم و رفتهرفته درهاى دانش به رويم گشوده مىشد .
پس از آن به دانش پزشكى رغبت كردم و كتابهايى را كه در اين دانش تصنيف شده بود مطالعه كردم . از آنجا كه دانش پزشكى از دانشهاى دشوار نيست به زودى در كوتاهترين مدت در اين دانش ، پيشرفت كردم به حدى كه برجستگان دانش پزشكى در محضر من به فراگرفتن آن پرداختند ، پس مشغول درمان بيماران شدم و درهاى درمان حاصل از تجربه ، چنان بر من گشوده شد كه قابل توصيف نيست . . . و قانون را در شانزدهسالگى تصنيف كردم .
پس مدت يك سال و نيم به دانشهاى گوناگون پرداختم و منطق و همچنين كليهء بخشهاى فلسفه را دوباره مرور كردم و در اين مدت حتى شبى را به تمامى نخوابيدم و روزها به كارى جز آن نپرداختم . . . تا آنكه بر دانش منطق و طبيعى و رياضى كاملا مسلط شدم ، سپس به علوم الهى توجه كردم و كتاب مابعدالطبيعه « 1 » را خواندم ، ولى مفاد آن را نمىفهميدم و غرض و هدف نويسندهء آن بر من مشتبه شده بود تا آنكه آن را چهل مرتبه مطالعه و حفظ كردم ، ولى باز آن را نمىفهميدم و مقصود مؤلف را درنمىيافتم ، از خود مأيوس شدم . و گفتم : اين كتابى است كه راهى به فهم آن نتوان برد . در اين ايام ، عصر گاهى به راستهء كتابفروشان رفتم و كتابى را در دست دلالى ديدم كه با صداى بلند آن را بر مردم عرضه مىكرد . پس به من پيشنهاد كرد تا كتاب را بخرم ، پيشنهادش را به سختى رد كردم ، زيرا معتقد بودم كه در اين علم فايدهاى نيست . مرد دلال به من گفت : ارزان است ، آن را بخر ، چون اين كتاب را به سه درهم به تو مىفروشم ، صاحب آن به پول اين كتاب نيازمند است . ناچار آن را خريدم ، اتفاقا كتابى بود از ابو نصر فارابى ، در بيان غرضهاى كتاب ما بعد الطبيعة . « 2 » پس به خانه برگشتم و به خواندن آن شتافتم . با مطالعهء اين كتاب ، هدفهاى كتاب مابعدالطبيعه كه آن را حفظ كرده بودم بر من روشن شد ، پس بسيار خوشنود شدم و به شكرانه از خداى تعالى به بينوايان صدقهء بسيار دادم . »
هامش
( 1 ) - كتاب متافيزيك يا مابعدالطبيعه از ارسطو است .
( 2 ) - نام اين كتاب ، اغراض ما بعد الطبيعة الارسطاطاليس ، است .