تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
منطقى با يكديگر منطبق مىسازد ، حاصل نمىگردد ، همچنين معتقد است كه امور مربوط به حيات و زندگى است كه ما را محتاج به فلسفهء عملى كرده است تا از اين راه دشمن را از دوست بازشناسيم . بيرونى ، خود معتقد است كه آنچه تا به حال گفته شده است ، همهء گفتنيها نبوده و نيز آخرين سخنى نيست كه ممكن است گفته شود . « 1 » بيرونى به سلطه و حكومت عرف و عادت بر افكار مردم ، اشاره مىكند به طورى كه انسان از مشاهدهء امور مألوف تعجب مىكند و از ديدن غرايب و عجايبى كه در برابر چشمش اتفاق مىافتد غافل مىماند . مىبينيم كه او متوجه برخى از مسائل فلسفى شده است ، گويى از برخى از اشتباهات پرده برمىدارد ، مثل موضوعى كه غزالى آن را بيان كرده است كه حركت افلاك و اختلاف آنها موجب تناهى آنهاست . يا اينكه در كتاب خود الآثار الباقية اين فكر را كه در هر دورى از زمانه آدمى وجود داشته ، آورده است . اين فكر را ابو العلاء در اشعار خود ، مكرر آورده است و ما نيز ضمن بيان تشيع بيرونى بدان اشاره كرديم . برخى از آراء علمى ابو ريحان بيرونى كه تا اواخر قرن پنجم ميلادى بدعت و خطا شمرده مىشد و ازآن‌پس به كمك براهين صحيح علمى جزو حقايق ثابت محسوب گرديده است ، به قرار زير است : 1 - اين نظريه كه شعاع نور از مرئى به چشم برمىگردد ، بيرونى و ابن سينا از كسانى بودند كه با ابن هيثم در اين نظريه مشاركت داشته‌اند . 2 - اين نظريه كه « زمين دور محور خود مىچرخد » در صورتى كه علما و فلاسفه همگى يا لا اقل بيشتر آنها اتفاق داشتند كه زمين ساكن است . 3 - نظريهء او در زمينهء تعيين محيط زمين كه در آخر كتاب الاسطرلاب او آمده است و معادله‌اى در حساب نصف قطر زمين آورده كه برخى از فرنگيان آن را « قاعدهء بيرونى » ناميده‌اند . اين نظريه را استاد طوقان شرح داده است . « 2 » نللينو مىگويد : آنچه قابل ذكر است اين است كه بيرونى پس از تأليف كتاب خود در اسطرلاب طريقه‌اى را كه پيشنهاد كرده بود ، از قوه به فعل آورد . بيرونى در كتاب خود موسوم به قانون مسعودى مىگويد كه خواست در مورد قياس مأمون تحقيقى به عمل آورد پس كوهى را در خاك هند انتخاب كرد كه مشرف بر دريا و بر يك دشت هموار بود و ارتفاع كوه را اندازه گرفت و آن را 20 / 1 652 دقيقه يافت پس شيب آن را اندازه گرفت و آن را 34 دقيقه يافت و از اين عمل چنين استنباط كرد كه مقدار درجهء آن از خط نصف النهار 58
هامش
( 1 ) - تاريخ الفلسفة فى الاسلام ، پابرگ ص 207 ( 2 ) - تراث العرب العلمى ، ص 97 و 279