بزرگترين كوشش بيرونى در زمينههاى رياضيات و فلكشناسى و شناختن شهرها و كشورها و ملتها بود ، و بههمينجهت بيشتر تأليفات او در اين زمينههاست . او مردى محقق و دقيق و ناقدى بصير بود . و در عين حال از فلسفه پيروى مىكرد و به بركت فلسفه مشكلات بسيارى را از پيش پاى خود برداشت و سهمى از مطالعات و بررسيهاى او به فلسفه اختصاص داشت زيرا فلسفه را يكى از مظاهر تمدن و ترقى مىدانست . « 1 »
آراء و نظريات فلسفى خاصى از بيرونى در دسترس ما نيست ؛ او همانند فارابى و ابن سينا كه برنامهء مخصوص و يا رأى خاصى داشته باشد ، يا مثل ساير فلاسفه كه هدف و روش معينى دارند ، نبود . و اگر در كتابهايش به بعضى از آراء او برمىخوريم ، همين اندازه دلالت دارد كه بيرونى از فلسفه بهرهمند بوده و معلومات قابل توجهى در فلسفه كسب كرده است ولى نه به آن درجه كه در عداد فيلسوفان به معناى اخص كلمه يعنى فيلسوفى كه داراى روش و مكتب معينى باشد ، به حساب آيد ، لذا در منابع و مآخذى كه در اختيار داريم از بيرونى ، آراء فلسفى - به آن معنى كه گفتيم - نمىبينيم ، حتى در ميان كتابهاى او يك كتاب جداگانه دربارهء فلسفه نيست . البتّه بيرونى به فلسفه توجه مخصوصى داشت و از آن آگاه بود .
نويسندگان شرح حال او گفتهاند : « بيرونى معاصر شيخ الرئيس ابن سينا بود و ميان او و ابن سينا نامهها و گفتگوهايى ردوبدل مىشد . در آثار ابن سينا پاسخهايى به پرسشهاى بيرونى يافت شده است كه محتوى بر مسائل مفيدى است . « 2 » بيشتر كسانى كه از بيرونى ياد كردهاند ، او را حكيم يا فيلسوف خواندهاند .
به هر صورت ابو ريحان بيرونى - بىشك - فلسفهاى داشته است كه از لابلاى تأليفات و بيانات او به خوبى روشن و معلوم مىشود و شخصيت فلسفى او را بهطور كامل نشان مىدهد . گرچه او داراى مكتبى خاص در فلسفه نبود با وجود اين ، وجوه توافق ميان فلسفههاى فيثاغورثى ، افلاطونى ، حكمت هندى و بسيارى از طريقههاى صوفيه را بيان كرده است . « 3 »
عقيدهء بيرونى بر اين است كه آنچه مربوط به ابتداى خلقت يا متعلق به ملتهاى از بين رفته است چون زمان آنها بسيار دور است و از طرفى توجه به حفظ و ضبط مطالب مزبور نشده ، همگى آميخته به افسانه و تزوير و دروغ است و منطبق با فرمودهء خدا در مورد امتهاى منقرض شده است آنجا كه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - تاريخ الفلسفة فى الاسلام ، ص 269
( 2 ) - عيون الانباء ، ج 3 ، ص 30
( 3 ) - تاريخ الفلسفة فى الاسلام ، ص 370