تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨

آراء و ديدگاههاى او

ابو ريحان بيرونى انديشمندى بزرگ و شخصيتى ممتاز و برجسته در انواع علوم بود . دانشمندى بود كه پرتو دانش او در تمامى علوم و معارف جلوه‌گرى مىكرد . جغرافىدان ، طبيعيدان و رياضيدان و فلك‌شناس بود چنان كه ، به نوعى خاص ، حسابگر ماهرى نيز به شمار مىرفت . بيرونى گرچه به معناى مصطلح ، فيلسوف نبود تا حدى كه درباره‌اش گفته‌اند : « در شأن او نبود كه در درياى معقولات فرورود » ولى به صورتى قابل توجه با فلسفه آشنايى داشت چنان كه در بيشتر اوقات ، در ضمن بحثهاى خود به‌طور ضمنى و با چند جمله ، به مطالب و مشكلات كلامى يا مذاهب فلسفى اشاراتى مىكند كه دلالت كامل بر احاطهء او به علوم مزبور دارد . مثلا در الآثار الباقية ص 26 و 112 و در تاريخ الهند ص 3 و 21 به مطالبى برمىخوريد كه نظر ما را تأييد مىكند . بيرونى در كتاب الهند ميان علوم يونان و هند و عرب و ميان عقايد متداول در بين ساير امم و ملتها مقايسه مىكند و همين مقارنه و مقايسه دلالت واضحى بر اصالت معرفت فلسفى او دارد و در موارد بسيارى ديده مىشود كه وى ملاحظات و اشارات صحيحى دارد كه دلالت بر عمق فكر او مىكند و نشان مىدهد كه مطالعات او در فلسفه و اديان دقيق ، و تراوشهاى فكرى او بسيار عميق بوده است ( به كتاب الآثار ص 292 و به كتاب الهند ، ص 12 - 13 و 22 - 25 مراجعه شود . ) كتابهاى او علاوه بر آنكه نشان‌دهندهء دانش وسيع اوست ، دلالت بر وسعت معلومات تاريخى او به احوال امم و ملتها دارد و مىرساند كه كتابهاى اديان مختلف را مطالعه كرده و فرقه‌هاى متعدد از صاحبان اديان و همچنين كتابهاى آنها را ديده است ، خاصه به فرقه‌هاى مسيحى شرقى و فرقه‌هاى مانوى و ديصانى و فرق ديگر به خوبى آگاه است . ازاين‌رو بروكلمان مىگويد : « بيرونى ، از لحاظ علمى در چهارچوبهء تمدن و فرهنگى كه در آن مىزيست ، از ديگر علما برتر و دائرهء اطلاعاتش وسيع‌تر است . » « 1 » مناسب‌تر اين است كه ما بيرونى را شاگرد مسعودى بدانيم ، به اين معنى كه روش او در حقيقت همان طريقهء مسعودى بود نه آنكه او را شاگرد فارابى يا ابن سينا كه از بيرونى كم‌سال‌تر بود بدانيم و با اين حال بهتر آن است كه مختصرى از وضع او را در اين باب بيان كنيم تا خصايص و اوضاع و احوال دوره و عصر بيرونى معلوم شود .
هامش
( 1 ) - تاريخ الفلسفة فى الاسلام ، پابرگ ص 297 - 298